تفسیر عهد جدید - کتاب یوحنا فصل 21

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

عیسی و صید معجزه آسا (۲۱: ۱-۱۴)
۱ بعد از آنکه عیسی برای بار دوم بر شاگردانش ظاهر گشت (یوحنا ۲۱: ۲۶)، به جلیل رفت، به جایی که به شاگردانش گفته بود تا به ملاقات او بیایند (متی ۲۸: ۱۰، ۱۶).
دریای طبریه نام رومی دریای جلیل بود (یوحنا ۶: ۱). تیبریوس یکی از امپراطوران روم در زمان عیسی بود که از سال ۱۴ تا ۳۷ میلادی حکومت کرد. هنگامی که یوحنا انجیل خود را مینوشت، نام دریای جلیل به افتخار این امپراطور به دریای تبریه تغییر یافت.

۲ پطرس و توما (یوحنا ۱۱: ۱۶؛ ۲۰: ۲۴-۲۸)، نتنائیل (یوحنا ۱: ۴۵) و پسران زبدی (مرقس ۱: ۱۹-۲۰) و دو شاگرد دیگر عیسی که نامشان قید نشده است، همگی در کنار دریای جلیل گرد آمده بودند. ایشان منتظر ظاهر شدن خداوند بودند، چنانکه خود گفته بود.

۳ در حالیکه منتظر بودند، شاگردان برای ماهیگیری به دریا رفتند. لیکن بعد از آنکه تمام شب را صرف این کار کرده بودند، چیزی صید نکردند.

۴ آنگاه عیسی در ساحل ظاهر شد. اما ایشان نیز همانند مریم مجدلیه ابتدا او را نشناختند (یوحنا ۲۰: ۱۴ و تفسیر آن مشاهده شود).

۵ عیسی از شاگردان پرسید: «بچهها، نزد شما خوراکی هست»؟ عیسی میدانست که چیزی صید نکردهاند، اما میخواست که خودشان این را بگویند. هنگامی که ضعف و ناتوانی خود را به مسیح اقرار کنیم، وی نیازهای ما را برآورده میسازد.

۶ وقتی که شاگردان گفتند که چیزی صید نکردهاند، عیسی به ایشان فرمود که تور خود را سمت دیگر قایق به دریا بیفکنند. آنگاه آنقدر ماهی گرفتند که نمیتوانستند تور را به درون قایق بالا کشند.
ما شاگردان نیز گاه تمام وقت خود را صرف صید ماهی در سمت نادرست میکنیم بدون اینکه چیزی صید کنیم. این عیسی است که باید به ما بگوید که تور خود را در کجا بیندازیم. این عیسی است که باید ماهی را به درون تور بکشد (لوقا ۵: ۴-۶ مشاهده شود).

۷ هنگامی که یوحنا، شاگردی که عیسی دوست میداشت (یوحنا ۱۳: ۲۳) این معجزه را دید، فوری فهمید که مردی که در کنار ساحل است، «خداوند است»!
پطرس با شنیدن این، بی درنگ به درون آب پرید. پطرس همواره آمادۀ عمل بود (متی ۱۴: ۲۸-۲۹؛ یوحنا ۱۸: ۱۰). یوحنا این را نمیگوید، لیکن به نظر میرسد که پطرس به سوی ساحل برای ملاقات عیسی رفت. وی لباسهای خود را به دور خود پیچیده بود زیرا که برای ماهیگیری برهنه شده بود و تنها لباسهای زیر را بتن داشت.

۸-۹ دیگر شاگردان تور پر از ماهی را به سوی ساحل میکشیدند. در ساحل دیدند که مقداری ماهی بر روی آتش سرخ میشود.

۱۰ مسلما ماهی به حد کافی برای خوراک شاگردان نبود، لذا عیسی بدیشان فرمود که از آن ماهیهایی که گرفتهاند بیاورند.

۱۱ سپس هنگامی که سرانجام تور را به ساحل آوردند، دیدند ۱۵۳ ماهی بزرگ در آن بود!

۱۲ حتی با وجود اینکه شاگردان اکنون میدانستند که مردی که در ساحل بود، عیسی است، میدیدند که چیزی در او تغییر یافته است. ایشان میخواستند بپرسند: «آیا واقعا تویی،ای خداوند»؟ اما جرات نکردند. انسان هرگز دوست ندارد که از کسی که میشناسد، بپرسد «تو کیستی»؟

۱۳-۱۴ این سومین باری بود که عیسی بر شاگردان به صورت یک گروه ظاهر میشد (یوحنا ۲۰: ۱۹، ۲۶). قبلا وی بر مریم مجدلیه (یوحنا ۲۰: ۱۴)، بر برخی از زنان (متی ۲۸: ۸-۹) و بر پطرس (لوقا ۲۴: ۳۳-۳۴) ظاهر شده بود.

عیسی، پطرس را دوباره به کار میگمارد (۲۱: ۱۵-۲۵)
۱۵ بعد از صرف غذا، عیسی از پطرس پرسید: «شمعون پسر یونا، آیا مرا بیشتر از اینها محبت مینمایی»؟ منظور از «اینها»، سایر شاگردان است. عیسی از پطرس پرسید: «آیا مرا بیشتر از آن حدی که دیگر شاگردان دوست میدارند، دوست داری»؟ پطرس قبلا به عیسی گفته بود که اگر همه تو را ترک کنند، من این کار را نخواهم کرد (مرقس ۱۴: ۲۹). با اینحال پطرس خود گریخت و عیسی را انکار کرد (مرقس ۱۴: ۶۶-۷۲). بنابراین اکنون عیسی از پطرس سوال میکرد: «آیا واقعا مرا بیش از این دیگر شاگردان دوست میداری، تویی که این را با رفتارت نشان نداده ای»؟
پطرس سعی نمیکرد که ثابت کند که چقدر عیسی را دوست میدارد. وی میدانست که خطا کرده است. میدانست که محبتش ضعیف بوده است و میدانست که عیسی را بیش از این دیگر شاگردان دوست نداشته است. شاگردان خداوند خود را انکار نکردند. لیکن پطرس در دل خود عیسی را دوست میداشت و عیسی دل پطرس را میشناخت. بنابراین پطرس فقط گفت: «خداوندا، تو میدانی که تو را دوست میدارم».
سپس عیسی فرمود: «بسیار خوب، اگر مرا دوست میداری، برههای مرا خوراک ده. از این به بعد محبت خود را با پیروی از من نشان بده. من شبان نیکو هستم و آمدم تا جان خود را برای برهها بدهم (یوحنا ۱۰: ۱۱). بنابراین بره هایم را به تو میسپارم. آنها را خوراک بده و از آنان مراقبت کن و برایشان سرمشقی باش (اول پطرس ۵: ۲-۳) و برایشان بمیر».

۱۶-۱۷ عیسی دو بار دیگر از پطرس پرسید: «آیا مرا محبت مینمایی»؟ پطرس هنگامی که عیسی این سوال را برای بار سوم پرسید، غمگین شد. شاید وی به سه بار انکار کردن توسط پطرس اشاره میکرد و اکنون میبایست سه بار به عیسی میگفت که او را دوست میدارد. و هر بار که پطرس پاسخ داد، عیسی به وی گفت که شبان گله باشد. عیسی با این کار پطرس را به عنوان رهبر در کلیسا مقرر نمود. دیگر شاگردان ممکن بود که پطرس را به خاطر گناهش، یعنی سه بار انکار عیسی، نمیپذیرفتند. لیکن عیسی در اینجا سه بار پطرس را به عنوان شبان کلیسایش منصوب کرد. پطرس بخشوده شده و مجددا در مقامش تثبیت گردید.
توجه داشته باشید که عیسی تنها در مورد محبت از پطرس سوال کرد. برای شبان بودن، تنها یک چیز ضروری است و آن محبت نسبت به عیسی است. بدون محبت به عیسی هیچ انسانی نمیتواند گله را دوست بدارد. و بدون محبت نسبت به گله هیچ کس نمیتواند یک شبان باشد. کسانی که عیسی را دوست نمیدارند، نمیتوانند حقیقتا انسانها را دوست بدارند.
آنچه که عیسی به پطرس گفت، به هر شاگردی میگوید: «برههای مرا خوراک ده» (آیۀ ۱۷). ما خوانده نشدهایم که تنها صیاد انسانها باشیم (مرقس ۱: ۱۷)، بلکه همچنین خوانده شدهایم تا خوراک دهندۀ گله باشیم. درست است که همۀ ما خوانده نشدهایم که رهبر باشیم، لیکن همگی این امکان را داریم که برادران و خواهران خود را با سخنان تشویق آمیز و حیات بخش «خوراک دهیم»؛ و باید چنین کنیم.

۱۸ آنگاه عیسی به پطرس فرمود: «لکن زمانی که پیر شوی، دستهای خود را دراز خواهی کرد». منظور عیسی این بود که پطرس نیز همانند خود او دستهایش را بر صلیب دراز خواهد کرد و سپس به سوی محل مصلوب شدن برده خواهد شد، جایی که «نمی خواهی بروی». این رسم رومیان بود که ابتدا بازوهای مجرمین را به دور صلیب بسته، آنها را وادار به حمل آن تا محل اعدام میکردند.

۱۹ یوحنا توضیح میدهد که عیسی با گفتن این مطلب، پیشگویی کرد که پطرس به چه قسم موت خدا را جلال خواهد داد. عیسی با مردن بر روی صلیب خدا را جلال داد. به همان طریق پطرس نیز با اطاعت، تحمل زحمت و مرگ، خدا را جلال خواهد داد. لذا ما نیز باید مطمئن باشیم که به هر طریقی که بمیریم، مرگ ما خدا را جلال خواهد داد. اگر تا به آخر صبور، مؤمن و با محبت باقی بمانیم، خدا جلال خواهد یافت.
بر طبق نوشتههای اولین مورخین کلیسا، پطرس به راستی بر روی صلیب مرد. گفته شده است که وی از سربازان خواست که او را وارونه مصلوب کنند زیرا خود را شایستۀ این نمیدید که همچون خداوند خود مصلوب شود.
سرانجام عیسی به پطرس فرمود: «از عقب من بیا». عیسی همین جمله را، سه سال قبل در ساحل همان دریای جلیل که اکنون ایستاده بودند، به وی گفته بود (مرقس ۱: ۱۶-۱۷). لیکن پطرس مفهوم پیروی را به درستی درک نکرده بود. اینک عیسی به وی فرصت دیگری میداد. پطرس دیگر هرگز خداوند خود را انکار نخواهد کرد.
از عقب من بیا. این جمله از وراء نسلها تا به ما رسیده است. عیسی همچنان امروز نیز به ما میگوید: «از عقب من بیا». هنگامی که عیسی بر روی زمین بود، معمولا نمیگفت: «مرا بپذیر» یا «به من ایمان بیاور». وی میگفت: «از عقب من بیا». پذیرفتن عیسی و ایمان آوردن به او، به معنی پیروی کردن از او است. اغلب ما فکر میکنیم که برای مسیحی بودن، تنها کاری که باید بکنیم، این است که عیسی و برکات او را پذیرفته، عضوی از کلیسای او باشیم. لیکن زندگی مسیحی چیزی بیش از این است. زندگی مسیحی یعنی پیروی از عیسی، یعنی برخاستن و رفتن به جایی که او رفت. اما عیسی به کجا رفت؟ به روی صلیب! و اگر حقیقتا شاگردان او هستیم، آن جایی که او هست، ما نیز باید برویم (مرقس ۸: ۳۴ و تفسیر آن مشاهده شود).

۲۰-۲۱ سپس پطرس متوجه یوحنا، شاگردی که عیسی دوست میداشت، شد (یوحنا ۱۳: ۲۳-۲۵). پطرس از عیسی پرسید: «ای خداوند، و او چه شود»؟ یعنی «بر این مرد (یوحنا) چه واقع خواهد شد»؟ پطرس نسبت به آیندۀ یوحنا کنجکاو بود. شاید به خاطر میآورد که وی و برادرش یعقوب یک بار از عیسی خواستند که در ملکوت عیسی بر جایگاه پر جلال بنشینند (مرقس ۱۰: ۳۵-۳۷). شاید پطرس میخواست بداند که آیا یوحنا مقامی بالاتر از او خواهد یافت. آیا یوحنا نیز یک شهید خواهد بود؟

۲۲ لیکن عیسی پطرس را به خاطر سوال در مورد یوحنا سرزنش کرد. عیسی فرمود: «اینکه به یوحنا چه واقع خواهد شد، تو را چه»؟ اگر بخواهم که او همچون یک شهید بمیرد، چنین خواهد شد. و اگر بخواهم که او بماند تا بازایم، چنین خواهد شد، پس تو را چه؟ تو فقط باید در مورد یک چیز فکر کنی؛ اینکه از عقب من بیایی ».

۲۳ گویا بعضی از شاگردان این گفتۀ عیسی را شنیدند: «اگر بخواهم که او بماند تا بازایم تو را چه»؟ ایشان فکر کردند که منظور عیسی این است که یوحنا نخواهد مُرد؛ لیکن عیسی چنین چیزی نفرمود.
با اینحال این شایعه منتشر شد که یوحنا تا باز آمدن عیسی نخواهد مُرد. برای یوحنا مهم بود که این شایعۀ غلط را اصلاح کند، زیرا اگر پیش از بازگشت عیسی میمرد، ایمان بسیاری از مردم به کلام عیسی سست میشد. بنابراین یوحنا در اینجا تصریح میکند که عیسی هرگز نگفت که وی تا هنگام بازگشت او زنده خواهد ماند.

۲۴ یوحنا هرگز نام خود را در این انجیل قید نمیکند. وی نیازی به اعتبار نامه نداشت. او میدانست که آنچه که نوشه است، راست است زیرا که این امور را با چشمان خود دیده، با گوشهای خود شنیده بود (یوحنا ۱۹: ۳۵؛ اول یوحنا ۱: ۱).

۲۵ یوحنا تنها بخش کوچکی از آنچه را که عیسی گفته و انجام داده بود، نوشت (یوحنا ۲۰: ۳۰). حتی هنگامی که آنچه را که در چهار انجیل نوشته شده است کنار هم مینهیم، تنها به بخش ناچیزی از زندگی عیسی دست مییابیم. یوحنا میگوید: «اگر همه چیز نوشته شود، گمان ندارم که جهان هم گنجایش نوشتهها را داشته باشد ». این روش گفتار یهودیان بود برای اشاره به این که در این صورت، کتابهای بسیاری میبایست نوشته شود!

تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6...

ما را در سایت تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: شنبه 24 شهريور 1397 ساعت: 12:58

صفحه بندی