ایمان یا اعمال شریعت (۳: ۱-۱۴)۱ ایمانداران بی فهم غلاطیه افسون شده بودند. پولس رسول به ایشان تعلیم داده بود که با ایمان به فدیۀ عیسی مسیح برصلیب نجات خواهند یافت. پیش چشمان آنها
عیسی مسیح مصلوب شده مبیّن گردید (اول قرنتیان ۱: ۲۳-۲۴ ؛ ۲: ۲ را مشاهده کنید). چرا اینک میخواهند که بر اعمال مذهبی خود تکیه کنند؟
۲ پولس از غلاطیان سؤال میکند: «روح را چگونه یافتید؟ چگونه به مسیح ایمان آوردید؟» غلاطیان پاسخ این سؤال را به خوبی میدانستند. آنها روحالقدس را از خبر ایمان (یعنی بشارت پولس رسول به آنها) دریافت کرده بودند. ابتدا مژدۀ مسیح را میشنویم. سپس ایمان آورده، روحالقدس را دریافت میکنیم (اعمال ۲: ۳۸ ؛ رومیان ۱۰: ۱۴؛ افسسیان ۱: ۱۳ را مشاهده کنید).
۳ در ابتدای امر، غلاطیان روحالقدس را به وسیلۀ ایمان به مسیح دریافت کرده بودند. آنها زندگی جدیدی در مسیح پیدا کرده بودند. بنابراین، پولس میپرسد: آیا اینقدر بی فهم هستید که به روح شروع کرده، الان به جسم کامل میشوید؟ پولس میپرسد چرا آنها با تکیه بر اعمال جسم خود در پی کسب زندگی مقدس میباشند؟ آنها آموخته بودند که با ایمان به عیسی مسیح عادل کرده خواهند شد. ولی الان غلاطیان از قوت روحالقدس برگشتهاند و بر ضعف جسم گناه تکیه کردهاند. آنها در صدد این هستند که با انجام اعمال شریعت، عدالت و پاکی خود را به خدا ثابت کنند! ولی در نزد خدا هیچ کس با انجام اعمال شریعت عادل شمرده نمیشود (۲: ۱۶).
۴ غلاطیان زحمات بسیاری بخاطر ایمانشان به مسیح تحمل کرده بودند. اینک اگر ایمان خود را از دست دهند، آنهمه زحمت و مشقت باطل خواهد شد. پولس میپرسد: آیا اینقدر زحمات را عبث کشیدید، اگر فی الحقیقه عبث باشد؟ پولس امیدوار است که زحمات آنها عبث نبوده باشد.
۵ در این آیه پولس سؤال آیۀ ۲ را تکرار میکند غلاطیان به خوبی میدانند که خداوند روحالقدس را به خاطر ایمانشان و نه به واسطه انجام اعمال شریعت به آنها عطا کرده است و آن همه معجزات و آیات و قوات به خاطر ایمان آنها بوده است. پولس رسول، غلاطیان را به آنچه که میدانند یادآور میگردد. او میپرسد: «چطور ممکن است که پس از ایمان آوردن به عیسی مسیح و دریافت قوت روحالقدس و مشاهدۀ آن همه معجزات، بار دیگر برای نجات یافتن، به انجام اعمال شریعت امید بست؟»
۶ ابراهیم پدر یهودیان، به عنوان نمونهای برای همۀ افراد بشر محسوب میگردد. ابراهیم به خاطر ایمانش و نه به واسطۀ اعمال نیکوی خود عادل محسوب گشت. پولس در اینجا از پیدایش ۱۵: ۶ نقل قول کرده میگوید: ابراهیم به خدا ایمان آورد و برای او عدالت محسوب شد (رومیان ۴: ۱-۳) و تفسیر آن را مشاهده کنید).
معلمین یهودی در استان غلاطیه میگفتند که برای دریافت نجات و عادل محسوب شدن، باید براساس شریعت یهودیان، مراسم ختنه را به جا آورد. آنها همچنین ادعا میکردند که به منظور پذیرفته شدن به نزد خدا، شخص باید فرزند ابراهیم باشد، یعنی اینکه از قوم یهود باشد. ولی پولس با استفاده از کتاب مقدس (عهد عتیق) نشان میدهد که انسانها فقط به وسیلۀ ایمان عادل به شمار خواهند آمد.
۷ تمام کسانی که به عیسی مسیح ایمان آوردند، فرزندان روحانی ابراهیم به شمار خواهند آمد. زیرا که به وسیلۀ ایمان، امتها از میراث روحانی ابراهیم بهره خواهند گرفت و در برکات ابراهیم شریک خواهند گردید. بنابراین، فرزندان واقعی ابراهیم و وارثان او، یهودیان (اولاد جسمانی او نخواهند بود) بلکه تمام کسانی که به عیسی مسیح ایمان آورند فرزندان ابراهیم خواهند بود (رومیان ۴: ۱۱، ۱۳، ۱۶ و تفسیر آن را مشاهده کنید).
۸ با نقل قول از کتاب پیدایش، پولس رسول میگوید که خدا به ابراهیم وعده داده بود که همۀ امتها از او برکت خواهند (پیدایش ۱۲: ۳ ؛ ۱۸: ۱۸؛ ۲۲: ۱۷-۱۸). منظور از جمیع امتها فقط یهودیان نمیباشند بلکه در سایۀ ایمان به مسیح، تمامی ملتهای جهان از برکاتی که خدا به ابراهیم وعده داده بود، بهره خواهند برد. یهودیان معتقد بودند که تنها ایشان از وعدۀ خدا به ابراهیم بهره مند خواهند گردید زیرا که آنها با ابراهیم رابطۀ خونی و جسمانی دارند. ولی هیچ کس از طریق جسم وارث برکت روحانی نخواهد شد. تنها به وسیلۀ ایمان است که میتوان در وعدههای روحانی شریک شد. بنابراین، غیر یهودیانی که به مسیح ایمان داشته باشند، تمامی برکات روحانی را به وسیلۀ ایمان دریافت خواهند نمود.
۹ در اینجا پولس همان مطالب آیۀ ۷ را تکرار میکند.
باید به خاطر داشته باشیم که ابراهیم بر اساس ختنه، عادل شمرده نشد. زیرا زمانی که ابراهیم به خدا ایمان آورد و عادل کرده شد، هنوز ختنه نگردیده بود (رومیان ۴: ۹- ۱۱). همچنین ابراهیم براساس بجا آوردن قوانین شریعت عادل شمرده نشد، زیرا که درآن زمان هنوز خداوند شریعت را به موسی عطا ننموده بود (رومیان ۴: ۱۳). ۴۳۰ سال پس از ابراهیم، خدا شریعت را از طریق موسی به قوم بنی اسرائیل داد (آیه ۱۷). نتیجه اینکه ابراهیم، تنها و تنها به و اسطۀ ایمان به وعدۀ خدا عادل شمرده شد. به همین ترتیب ما نیز با ایمان به عیسی مسیح عادل خواهیم شد (اعمال ۱۳: ۳۸-۳۹؛ رومیان ۵: ۱ را مشاهده کنید).
۱۰ اگر ما تمامی قوانین شریعت را اطاعت نننماییم؛ شریعت ما را محکوم خواهد ساخت (یعقوب ۲: ۱۰ را مشاهده کنید). بنابراین اگر برای راضی ساختن خدا و کسب عدالت، به شریعت تکیه نماییم زیر لعنت و محکوم به مرگ خواهیم بود چرا؟ زیرا هیچ کس قادر نیست قوانین شریعت را به طور کامل اطاعت کند در اینجا پولس از تثنیه ۲۷: ۲۶ نقل قول کرده میگوید: ملعون است هرکه ثابت نماند در تمام نوشتههای کتاب شریعت تا آنها را به جا آرد .
۱۱ هیچ کس با انجام اعمال شریعت عادل نخواهد شد، زیرا که هیچ کس قادر به نگاه داشتن تمامی اعمال شریعت نیست. پولس رسول از حبقوق (نبی عهد عتیق) نقل قول نموده میگوید: عادل به ایمان زیست خواهد نمود (حبقوق ۲: ۴؛ رومیان ۱: ۱۷).
۱۲ در این آیه، پولس از لاویان ۱۸: ۵ نقل قول کرده میگوید: آنکه به آنها (قوانین شریعت) عمل میکند، در آنها زیست خواهد نمود (رومیان ۱۰: ۵ را مشاهده کنید). اگر کسی شریعت را به طور کامل اطاعت نماید (عملی غیر ممکن)، زنده خواهد ماند. در غیر این صورت، آن شخص محکوم به مرگ خواهد بود. بنابراین، شریعت هیچ کس را براساس ایمانش عادل نخواهد شمرد.
۱۳ در این آیه مقصود از لعنت شریعت همان حکم مرگ روحانی است. زیرا که شریعت همه را به موت محکوم نموده است ولی مسیح، ما را از لعنت شریعت فدا کرد. مسیح خود را به جای ما و در عوض ما مُرد و با مرگ خویش بهای آزادی ما را پرداخت نمود. و آز آنجا که بهای گناه ما پرداخت گردیده است، ما در نزد خدا پاک و بی گناه محسوب خواهیم شد.
به یک معنا، خدا اعلام نمود: «انسانها گناهکار هستند، و بایستی مجازات شوند. چه کسی این مجازات را متحمل خواهد شد؟» و عیسی به جای ما در برابر پدر آسمانی ایستاد و گفت: «انسانها را ببخش! من به جای آنها مجازات اعدام را تحمل خواهم نمود!» (مرقس ۱۰: ۴۵ را مشاهده کنید).
مسیح ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد. شاید مثال زیر، خوانندۀ عزیز را در درک این موضوع مهم یاری دهد: زمانی مانند برده و غلامی در چنگال گناه اسیر بودیم و شریعت ارباب ما بود. برای نجات و آزاد ساختان ما از اسارت و بردگی، لازم بود که شخصی بهای آزادی ما را پرداخت کند. عیسی آن بها را پرداخت نمود. بهایی که او پرداخت نمود، خون پاک خود بود. او جان خود را برای ما داد. اینک ما دیگر در زیر قدرت و حکم و اسارت شریعت و گناه نیستیم، بلکه به مسیح تعلق داریم او بهای ما را پرداخت کرد و ما را خریداری نمود. ما به او تعلق داریم (اول قرنتیان ۶: ۱۹-۲۰؛ ۷: ۲۳؛ اول پطرس ۱: ۱۸-۱۹ را مشاهده کنید).
در اینجا پولس ازتثنیه ۲۱: ۲۳ نقل قول میکند. این نبوتی است که به مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب دار اشاره میکند. او با مرگ خود لعنت ما را برخود گرفته، ما را از لعنت شریعت آزاد نمود. در زمان نگارش تثنیه، محکومین به اعدام به دار آویخته میشدند و این برای آنها شرم و لعنت محسوب میشد. مسیح نیز برای ما مصلوب شد و بر دار صلیب آویخته گردید و برای ما لعنت شد.
۱۴ به دلیل وجود لعنت شریعت (آیۀ ۱۳)، ابراهیم آن برکت موعود (پیدایش ۱۲: ۳) را دریافت ننمود و نه تنها ابراهیم بلکه هیچ یک از ایمانداران عهد عتیق نیز، به آن برکت دست نیافتند. ولی عیسی آمد تا آن لعنت را از بین ببرد. اینک به خاطر وجود فدیه مسیح بر روی صلیب، میتوانیم به واسطۀ ایمان، آن برکتی را که به ابراهیم وعده داده شده بود از سوی مسیح بپذیریم. در سایۀ ایمان به مسیح نه تنها فرزندان ابراهیم خواهیم گردید، بلکه خدا ما را به عنوان فرزندان حقیقی خود خواهد پذیرفت (رومیان ۸: ۱۶). نه تنها این، بلکه با ایمان به مسیح روحالقدس را به مثابۀ بیعانۀ آن گنجی که در آسمان داریم، نیز دریافت خواهیم نمود (دوم قرنتیان ۱: ۲۱-۲۲ ؛ ۵: ۵ ؛ افسسیان ۱: ۱۳-۱۴ را مشاهده کنید).
با خواندن این آیه مشاهده میکنیم که خدا چه وعدۀ مهمی به ابراهیم و فرزندان وی داده بود. وعدۀ خدا، وعدۀ نجات است. وعدۀ زندگی جدید روحانی به وسیلۀ روحالقدس، در عیسی مسیح است. زندگی جدیدی که از همان لحظۀ ایمان آوردن، شروع میگردد.
شریعت و وعده (۳: ۱۵-۲۰)
۱۵ به منظور درک و بیان واضح قول خدا به ابراهیم، پولس از یک مثل قابل فهم استفاده میکند. انسانها انواع قولها به همدیگر میدهند و پیمانهای مختلف با یکدیگر میبندند. زمانی که عهد بسته شد، آن عهد استوار میشود. زمانی که عهدی بسته شد و استوار گردید، شکستن آن بسیار مشکل خواهد بود.
۱۶ و به همین شکل نیز، زمانی خدا با ابراهیم و نسل او عهدی بست. عهد این بود که خداوند ابراهیم و فرزندانش را نجات خواهد داد و ایشان را به وسیلۀ روحالقدس برکت خواهد بخشید. بنابراین، منظور از نسل عیسی مسیح و تمامی کسانی است که به عیسی ایمان آورده باشند. عیسی مسیح، نخست زاده از فرزندان روحانی بی شمار میباشد (رومیان ۸: ۲۹؛ اول قرنتیان ۱۵: ۲۰ را مشاهده کنید). تمامی نسل ابراهیم (یعنی تمام فرزندان جسمانی او) از وعدههای خدا بهره مند نخواهند گردید، بلکه مسیح و تمامی کسانی که به میسح ایمان آورده باشند، در برکات معنوی وعدۀ خدا به ابراهیم شریک خواهند شد. خدا به ابراهیم فرمود: از ذریّت تو، جمیع امتهای زمین برکت خواهند یافت (پیدایش ۲۲: ۱۸). پس میبینیم که در عیسی مسیح، آن وعدۀ خدا به تحقق رسیده است.
۱۷ در اینجا پولس به طرح نکتۀ اصلی خود میپردازد. ۴۳۰ سال پیش از بخشش شریعت به قوم بنی اسرائیل، خدا به ابراهیم وعدۀ نجات داده بود (خروج ۱۲: ۴۰. اینک، چگونه این معلمان یهودگر میگویند که جهت نجات یافتن باید از شریعت پیروی نمود؟ وعدۀ نجات به هیچ وجه در گرو شریعت نیست؛ همانطور که آمدن شریعت، به هیچ گونه در امر نجات و وعدۀ نجات خللی و ارد نخواهد ساخت.
۱۸ اگر لازمۀ دریافت میراث (نجات)، شریعت باشد، آنگاه آن وعدۀ نجاتی که خدا به ابراهیم داده بود، باطل خواهد بود! اگر انجام اعمال شریعت، شخص را عادل خواهد ساخت، آنگاه عهدی که خدا با ابراهیم بسته بود، بی ارزش و لغو شده خواهد بود. ولی پولس خاطرنشان ساخت که این فرضی محال است (آیه ۱۵). عهد خدا هرگز باطل نخواهد شد. عهد خدا با ابراهیم هرگز لغو و محو نخواهد شد. پولس رسول میگوید که خدا به ابراهیم و فرزندان روحانی او میراثی (وعدۀ نجات) را بخشیده است؛ و این میراث نه از طریق شریعت بلکه از وعده یعنی به وسیلۀ وعده و به خاطر فیض و بخشش الهی داده شده است (رومیان ۴: ۱۴-۱۶ را مشاهده کنید). نجات، به خاطر فیض خدا و از طریق ایمان بخشیده خواهد شد. پیروی از نکات شریعت و رعایت مراسم مذهبی، قادر به نجات دادن هیچ کس نخواهد بود (رومیان ۱۱: ۶ را مشاهده کنید).
۱۹ در اینجا لازم است بپرسم که با توجه به آنچه که گفته شد، منظور از شریعت چیست؟ پولس در جواب این سؤال میگوید: برای تقصیرها بر آن افزوده شد. منظور خداوند مهربان از دادن شریعت، مشخص کردن گناه و عریان ساختن ماهیت زشت تقصیرات بود (رومیان ۵: ۲۰ و تفسیر آن را مشاهده کنید). گناهان بسیاری بود که انسانها قادر به تشخیصشان نبودند، ولی با دادن شریعت از سوی خدا، انسانها توانستند که ابعاد گناه را درک کرده پی به گناهکاری خود ببرند (رومیان ۳: ۲۰ ؛ ۷: ۷).
شریعت بروشنی برگناه انسان تکیه کرده، تأکید میکند که کسی قادر به نجات دادن خود و عادل ساختن خویش نمیباشد. شریعت نشان داده است که ما انسانها به منجی (عیسی مسیح) نیازمند میباشیم. به بیانی دیگر، کار شریعت راهنمایی ما و قرار دادن ما در طریق عیسی مسیح میباشد. شریعت از آمدن آن نسل (مسیح) که وعده بدو داده شد سخن میگوید. پس از آمدن مسیح، شریعت لزوم خود را از دست داد.
ولی با این همه، شریعت هنوز نقش مهمی ایفا میکند، کار مهم شریعت نشان دادن گناه میباشد. عیسی مسیح، بخش مهمی از تعالیم خود را برمبنای شریعت موسی قرار داده بود (متی ۵: ۲۱-۲۲، ۲۷-۲۸، ۳۸-۳۹، ۴۳-۴۴ را مشاهده کنید).
ارزش شریعت از وعده کمتر است. زیرا شریعت موقتی بود و پس از آمدن عیسی مسیح، وظیفهاش به اتمام رسیده بود. اینک عیسی ما را از لعنت شریعت رها ساخته است.
خدا، شریعت را به طور غیر مستقیم و از طریق متوسطی یعنی موسی و به کمک فرشتگان داده بود (خروج ۳۱: ۱۸؛ اعمال ۷: ۵۳). ولی وعدهها به طور مستقیم عطا گردیده بود. بنابراین، چون وعدهها مستقیماً (از سوی خدا و نه به توسط انسان یا فرشتگان) داه شده است، برشریعت برتری دارند.
۲۰ درهر مجادله ای، شخص متوسط میانجی گری کرده، جانب هر دو طرف دعوی را میگیرد و با این عمل، باعث آشتی و حل اختلاف طرفین میشود. دادن شریعت به توسط موسی نیز در حقیقت گامی در راه ایجاد صلح و آشتی میان خدا و قوم بنی اسرائیل بود. خدا از طریق موسی، شریعت را داد، و قوم موظف به اطاعت از آن بود. به بیانی دیگر، خدا گامی به پیش نهاده، شریعت را داد و انسانها نیز بایستی قدمی در راه آشتی برداشته از آن شریعت اطاعت نمایند. جهت بسته شدن هر عهدی، طرفین پیمان باید در امر بسته شدن آن سهیم باشند. به همین منظور بود که در زمان انعقاد عهد عتیق، وجود موسی به عنوانی یک متوسط بین خدا و قوم بنی اسرائیل لازم بود.
ولی از آنجا که وعده یک طرفه میباشد، میان عهد و وعده، فرقی اساسی به چشم میخورد. زمانی که خدا وعده میدهد، او بطور فردی، یک جانبه و آزادانه عمل میکند. در این صورت، تنها توقع خداوند از ما انسانها این است که هدیۀ او را از دستانش بپذیریم. خدا بدون هر گونه «متوسطی» نزد ما آمد و وعدۀ نجات، حیات جاویدان و روحالقدس را به ما عطا فرمود. و ما به وسیلۀ روحالقدس یعنی به توسط روح عیسی و زیستن عیسی در درون ما، نیروی لازم جهت اطاعت را دریافت خواهیم نمود. زیرا به همراه وعده، نیروی اطاعت نیز داده شده است.
مقصود از شریعت (۳: ۲۱-۲۹)
۲۱ شریعت با وعده مخالفت ندارد. تنها مورد اختلاف میان وعده و شریعت در اینجا است که شریعت در خود نیرومند نیست ولی به همراه وعده قوّت انجام ارادۀ خدا داده میشود. شریعت قادر نیست حیات بخشد، ولی وعدهها این توانایی را دارند. مقصود پولس این است که وعدههای خدا توانایی زنده ساختن انسان مرده در گناه را دارند. وعدهها دارای نیرویی روحانی میباشند و از این جهت است که آنها میتوانند حیات بخشند. اگر شریعت چنین توانایی را دارا میبود، آنگاه میتوانستیم با نگاه داشتن شریعت عادل شویم. ولی شریعت قادر به بخشیدن حیات نمیباشد (رومیان ۸: ۳ را مشاهده کنید). و از آنجا که شریعت قادر به بخشیدن حیات و عادل ساختن کسی نیست، هیچ کس قادر نخواهد بود که با نگاه داشتن مفاد آن، عادل کرده شود. فقط به وسیلۀ فیض خدا و در سایۀ ایمان به عیسی مسیح است که میتوان در نزد خدا عادل شده، نجات یافت (افسسیان ۲: ۸).
۲۲ بلکه کتاب (کلام خدا) همه چیز (تمامی بشر) را زیرگناه بست. به بیانی دیگر، ازآنجا که انسان برعلیه خدا تمرد نموده است، خدا نیز به نوبۀ خود، انسانها را در بند گناه اسیر ساخته است (رومیان ۳: ۹-۱۰ ؛ ۱۱-۳۲). از آنجا که انسان بر علیۀ خدا مرتکب گناه گردیده است، خدا نیز در مقابل، انسانها را به توسط کلام خود محکوم ساخته است؟ ولی اینک، خدا راه گریزی جهت انسانها فراهم نموده است. این راه نجات، همانا وعدۀ نجات به وسیلۀ ایمان به عیسی مسیح میباشد.
بنابراین، چرا معلمان یهودگر در پی تبلیغ شریعت میباشند؟ چرا آنها هنوز ادعا میکنند که با اجرای احکام شریعت میتوان نجات یافت؟ تنها کار شریعت، محکوم ساختن و ملزم نمودن ما به گناهکاری مان است (رومیان ۷: ۱۰). تعلیم آن معلمین یهودگر مخالف با حقیقت بود.
۲۳ پولس رسول در اینجا همان مطالب آیۀ ۲۲ را تکرار میکند. قبل از آمدن ایمان (انجیل عیسی مسیح)، زیر شریعت نگاه داشته بودیم. توجه کنید که در آیۀ ۲۲، پولس رسول چنین گفته بود: کتاب همه چیز را زیر گناه بست. معنی هردو یکی است، زندانی «شریعت» و زندانی «گناه» در حقیقت به یک معنی است. گناه از شریعت قوت میگیرد (رومیان ۷: ۸-۱۱ و اول قرنتیان ۱۵: ۵۶ را مشاهده کنید). زیرا گناه و شریعت با هم برای محکوم ساختن و ملامت نمودن ما متحد گردیدهاند.
۲۴ به دلیل گناه انسان، لازم بود که او تحت مراقبت و پرستاری کسی یا چیزی باقی بماند. در زمان پولس رسول، اشخاص ثروتمند معلم سرخانه یا لالایی استخدام میکردند تا از اطفال مراقبت و نگهداری کرده، ایشان را تربیت نماید. آن معلم سرخانه و یا لالا، قدرت و اختیار تنبیه کردن اطفال را داشت و اطفال موظف به اطاعت از او بودند. به همین منوال نیز، شریعت لالای ما شد تا به مسیح برساند. همان گونه که لالا مسئول تربیت و بزرگ کردن اطفال است، به همان صورت وظیفه شریعت این بود که ما را رشد داده به مسیح برساند تا از ایمان عادل شمرده شویم.
۲۵ اینک با آمدن انجیل، و ایمان آوردن به عیسی مسیح، دیگر زیردست لالا نیستیم و دیگر به سرپرستی شریعت نیازی نداریم.
۲۶ در زمان پولس رسول، اطفال نابالغ از حقوق فرزندی بهرهای نمیبردند و فقط پس از رسیدن به سن مشخصی دارای حقوق قانونی میگردیدنند. اطفال تا زمانی که به سن تکلیف نرسیده بودند، زیر دست لالا بودند و حق تصمیم گیری نداشتند (غلاطیان ۴: ۱-۲). ولی آنانی که به مسیح ایمان آورده باشند، به حد بلوغ رسیدهاند و از کلیۀ حقوق قانونی یک فرزند بهره مند خواهند گردید. زیرا تمامی کسانی که به مسیح ایمان آورند فرزندان خدا خواهند شد (یوحنا ۱: ۱۲-۱۳؛ غلاطیان ۴: ۷) پولس رسول به مسیحیان غلاطیه میگوید: زیرا همگی شما (خواه یهودی و خواه غیر یهودی، خواه برده و خواه آزاد، چه زن و چه مرد) بوسیلۀ ایمان در مسیح عیسی پسران خدا میباشید (آیۀ ۲۸ را مشاهده کنید).
۲۷ زمانی که به سن رشد رسیدیم و به پسران کامل مبدل شدیم، جامۀ شاگردی را از تن بدر خواهیم کرد ولباس افراد بالغ را خواهیم پوشید. به همین شکل نیز، زمانی که به عیسی میسح ایمان آوردیم، انسانیت کهنه را از تن بیرون آورده، جامۀ نو (عدالت خدا) را پوشیدیم. پولس رسول میگوید: زمانی که در مسیح تعمید یافتید مسیح را در برگرفتید. این معنی اصلی تعمید میباشد. زیرا هنگامی که به نام مسیح تعمید گرفتیم، جامۀ کهنه انسانیت گناه آلود را از تن بیرون کرده، ردای نو یعنی عدالت و قدوسیت مسیح را به تن مینماییم (رومیان ۶: ۳-۴، ۶ ؛ دوم قرنتیان ۵: ۱۷ ؛ افسسیان ۴: ۲۲-۲۴ و تفسیر آن را مشاهده کنید).
۲۸ پس چه کسی میتواند با ایمان به نزد مسیح بیاید؟ همه! هر کسی که به عیسی مسیح ایمان بیاورد، اجازۀ حاضر شدن در دربار پادشاه عالم را دارا خواهد بود. زیرا که از نقطه نظر روحانی، هیچ فرقی بین انسانها وجود ندارد. هر کسی که به مسیح ایمان بیاورد، امتیاز فرزند خواندگی را به دست خواهد آورد. و زمانی که در مسیح تعمید یافتیم، مانند این است که مسیح را پوشیدهایم. آنگاه همۀ کسانی که مسیح را در برگرفته اند عضوی از خانوادۀ عیسی مسیح میشوند. آنگاه متعلق به بدن مسیح خواهیم بود و مثل عضوی از بدن او عمل خواهیم نمود (اول قرنتیان ۱۲: ۱۳ و تفسیر آن را مشاهده کنید). همۀ ما، صرف نظر از اینکه یهودی باشیم یا یونانی، چه غلام باشیم چه آزاد، چه مرد و چه زن، فرزندان خداوند هستیم و نژاد و موقعیت طبقاتی و جنسیت ما هیچ تأثیری در رتبۀ ما در نزد خدا نخواهد گذاشت.
کافی است که لحظهای خویشتن را در دوران پولس رسول قرار دهیم و میزان عمق اختلاف میان یونانی و یهود، غلام و ارباب و زن و مرد را در نظر بگیریم. یهودیان از یونانیان متنفر بودند و ایشان را حقیر وسخیف میشمردند؛ غلامان تحت ظلم و ستم اربابان قرار داشتند و زنها از مرد سالاری حاکم بر جامعه رنج میبردند. در این چنین اوضاعی است که پولس مینویسد که در عیسی مسیح، یهود ویونانی و غلام و ارباب و زن و مرد، یکی هستند و از نظر عیسی مسیح، آنها هیچ فرقی باهم ندارند! زیرا که در مسیح، همه یکی شدهاند (کولسیان ۳: ۹-۱۱ را مشاهده کنید).
مسائلی از قبیل طبقه، نژاد، ملیّت، گویش، ثروت یا فقر نباید باعث ایجاد جدایی و چند دستگی در میان مسیحیان گردد. جا دارد از خود بپرسیم که آیا در کلیساهای ما، اینگونه موارد موجب جدایی و دوری ایمانداران از یکدیگر گردیده است؟ آیا ا فراد ضعیف و فقیر از احترامی مساوی با اعضای ثروتمند و طبقۀ بالا برخوردار میباشند؟ آیا در کلیسایمان برای خانمها احترامی معادل و مساوی با مردها قائلیم؟ آیا در رفتار خود، بین هموطنان و خارجیها فرق میگذاریم؟ آیا افراد غریب و خارجی، درکلیسای ما احساس راحتی و تعلق میکنند؟ زیرا کلیسا متعلق به گروه و نژاد و دستۀ خاصی نیست! کلیسا بدن مسیح است و به او تعلق دارد (اول قرنتیان ۱۲: ۲۷؛ افسسیان ۱: ۲۲-۲۳). او خداوند و صاحب اختیار کلیسا میباشد. در کلیسا، جایی برای تبعیض بین خارجی و داخلی وجود ندارد. همۀ ما مساوی و برابریم زیرا که مملکت ما ایمانداران، آسمان میباشد؛ و در ملکوت خدا، رتبه و مقام و موقعیت اجتماعی و ثروت و غیره، جایی ندارد. اگر اجازه دهیم که یکی از این مسائل، کلیسایمان را آلوده کند، نسبت به بدن مسیح گناه ورزیدهایم و باعث جدایی و پاره پاره گشتن کلیسا یا بدن مسیح خواهیم شد.
۲۹ مسیح، نسل واقعی و حقیقی ابراهیم میباشد (آیۀ ۱۶). پس زمانی که به عیسی مسیح ایمان آوریم، فرزند ابراهیم خواهیم شد (آیۀ ۷). پولس میگوید: اگر شما از آن مسیح میباشید، هر آینه نسل ابراهیم و برحسب وعده وارث برکات ابراهیم خواهیم بود (رومیان ۸: ۱۷). با ایمان آوردن به مسیح، آن وعده نجات و حیات جاودانی را صاحب خواهیم گردید.
تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6...
ما را در سایت تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 13:32