پذیرش پیام پولس بوسیله رسولان (۲: ۱-۱۰)۱ بسیاری از مفسرین معتقدند که این سفر پولس به اورشلیم،همان سفری است که در اعمال ۱۵: ۱-۲۹ ذکر گردیده است. یکی از افرادی که در این سفر پولس را همراهی میکرد
برنابا، دوست و همکار نزدیک پولس رسول بود. برنابا، چندین بار پولس را در سفرهای بشارتیاش همراهی کرده بود (اعمال ۹: ۲۷ ؛ ۱۱: ۲۲-۲۶ ؛ ۱۳: ۲-۳).همسفر دیگر پولس، مرد جوانی بنام
«تیطس» بود که در دوم قرنتیان ۷: ۶-۷، ۱۳؛ ۸: ۱۶-۱۷، ۲۳، از وی یاد شده است. بعدها پولس نامهای به تیطس نوشت که با نام «رساله به تیطس» در
عهد جدید گنجانده شده است.
دلیل این سفر پولس به اورشلیم، در اعمال ۱۵: ۱-۲ آمده است. در زمان پولس، مناقشهای بزرگ بین دو دسته از مسیحیان درگرفته بود. در یک طرف مناقشه مسیحیانی بودند که از زمینۀ یهودی به کلیسا آمده بودند و در سمت دیگر، این جر و بحثها، مسیحیانی بودند که از زمینۀ غیر یهودی ایمان آورده بودند. مسیحیان یهودی تبار اصرار داشتند که بر امتها واجب است که از قوانین شریعت یهود اطاعت کنند (اعمال ۱۵: ۱-۵). ولی پولس از مسیحیان غیر یهودی طرفداری کرد و به شدت با مسیحیان یهودی تبار مخالفت نمود. او میگفت که برای مسیحیانی که از زمینۀ غیر یهودی به عیسی مسیح ایمان آورده اند، پیروی از مقررات شریعت یهود لازم نیست. بنابراین، زمانی که مسیحیان یهودی نژاد از اورشلیم و نواحی اطراف به غلاطیه رفتند و مسیحیان غیر یهودی را مجبور به حفظ آداب و شریعت یهود ساختند؛ پولس به اروشلیم رفت تا در حضور رهبران کلیسای اورشلیم، با این تعالیم غلط مبارزه کند.
۲ پولس در نتیجۀ «الهامی» که از روحالقدس دریافت نموده بود به اورشلیم سفر کرد. در طی زندگی و خدمت پولس، روح خدا بارها به وسیلۀ مکاشفه و تعلیم و الهامات، پولس را هدایت کرده بود (اعمال ۱۶: ۶-۱۰؛ ۲۲: ۱۷-۱۸؛ ۲۲: ۲۳-۲۶ را مشاهده کنید).
پولس میگوید: زمانی که به اورشلیم رسیدم. با رسولان و رهبران کلیسای اورشلیم ملاقات کردم و انجیلی که در میان امتها بدان موعظه میکنم، به ایشان عرض داشتم. این انجیل کدام بود؟ این همان انجیل فیض عیسی مسیح بود که پولس همواره بدان موعظه میکرد. انجیل فیض میگوید: «هیچ کس با نگاه داشتن احکام شریعت یهود نجات نخواهد یافت و بشریت صرفاً به خاطر فیض خدا و از راه ایمان به عیسی مسیح نجات مییابد.» اگر رهبران یهودی نژاد اورشلیم پیام پولس را قبول نمیکردند، آنگاه پیغام پولس بلا استفده میگردید و او حقیقتاً عبث دویده بود.
دلیل پولس از ملاقات خصوصی در خلوت با رهبران کلیسای اورشلیم این بود که او نمیخواست که جوّ سازی کند و یا باعث اغتشاش و نا آرامی در میان مسیحیان اورشلیم گردد.
۳ ملاقات پولس رسول با رهبران کلیسای اورشلیم، موفقیت آمیز بود. یکی از مهمترین مسائلی که در شورای رسولان مطرح گشت، موضوع لزوم و یا عدم اجبار ختنه و لزوم سرسپردگی به قوانین مذهبی یهودیان بود. مسیحیان یهودی نژاد، برلزوم ختنه اصرار مینمودند، حال آنکه پولس رسول میگفت که لازم نیست امتها ختنه شوند. در نهایت، اعضای شورای اورشلیم، با پولس موافقت کردند. پولس رسول به عنوان شاهد این توافق، میگوید: «لیکن تیطس نیز که همراه من و یونانی بود، مجبور نشد که مختون شود» به عبارت دیگر، رهبران کلیسای اورشلیم، تیطس را بی آنکه ختنه شود، به عنوان یک برادر مسیحی پذیرفتند.
شاید این مطالب برای ما خوانندۀ امروزی کمی ساده و بی اهمیت جلوه کند، ولی در تاریخ تکوین و شکل گیری مسیحیت، تصمیم شورای اورشلیم از اهمیت بسزایی برخوردار بود. زیرا از آن پس، کلیسا به طور رسمی این تعلیم را پذیرفت و تعلیم داد که انسانها با تکیه به حفظ و پیروی احکام شریعت و یا پیروی از قوانین و رسوم انسانی نجات نخواهند یافت بلکه نجات تنها به وسیلۀ فیض و ایمان به عیسی مسیح میسراست. این انجیل عیسی مسیح است این همان وجه تمایز میان مسیحیت و ادیان دیگر است. براساس تعالیم ادیان دیگر، انجام کارهای خاص و پیروی از دستورات مشخص و از پیش تعیین شده، جهت نجات یافتن لازم است. اساس و پایۀ این ادیان، سعی در کسب رضایت خداست. ولی مسیحیت کاملاً متفاوت است بر طبق انجیل مسیح، هیچکس قادر نیست که با توکل به اعمال خود رضای خدا را بدست آورد. نجات، هدیۀ خداوند است که از طریق ایمان به عیسی مسیح حاصل میگردد.
۴ پولس رسول آن افرادی را که میگفتند: « جهت دریافت نجات باید رسم ختنه را نگاه داشت»، برادران کذبه خطاب میکند. ایشان مسیحی و اقعی نبودند. پولس میگوید: ایشان را خفیه درآوردند و خفیه در آمدند تا آزادی ما را که در مسیح عیسی داریم، جاسوسی کنند. آنها مانند جاسوسان و به طور مخفیانه (درحالی که بی ایمانی خود را زیر نقاب ایمان تصنعی به مسیح مخفی کرده بودند) وارد کلیساها شده بودند ایشان به لباس میشها آمده بودند ولی در باطن گرگان درنده بودند (متی ۷: ۱۵). آنها خادمین شیطان بودند و میخواستند آزادی مسیحیان را ربوده، کسانی را که به تازگی از اسارت ابلیس آزاد گردیده بودند، به بندگی در آورند و در بند رسوم شریعت، اسیر سازند. ابلیس میداند که هرگز قادر به ربودن نجات ما نیست (یوحنا ۱۰: ۲۷-۲۹). بنابراین، او سعی میکند که آزادی و خوشی ما را برباید.
چگونه میتوان این «برادران کذبه» یا «معلمان دروغین» و یا «انبیای کذبه» را شناخت؟ برای این کار دو راه وجود دارد. نخست، آنها را به وسیلۀ تعالیمشان میتوان شناخت (اول یوحنا ۴: ۱-۳) هرکسی که ایمان داشته باشد و اعتراف کند که عیسی مسیح در جسم آمده است و اینکه عیسی مسیح پسرخدا است، برادر راستین ما میباشد (رومیان ۱۰: ۹ را مشاهده کنید). ثانیاً ما برادران کذبه را به وسیله اعمال آنها خواهیم شناخت (متی ۷: ۱۶-۱۸).
آیا امکان دارد که برادران حقیقی در دام افکار خطا و تعالیم منحرف بیفتند؟ بلی، البته این امکان وجود دارد! چنانکه پطرس (رسول بزرگ عیسی مسیح و رهبر حواریون دیگر) و نیز برنابا، فریب تعالیم غلط انبیای کذبه را خوردند (آیات ۱۱-۱۳). ولی خطا و اشتباه در یک مورد باعث نمیشود که آنها را با لقب «برادران کذبه» شناخت و معرفی کرد!
درمورد شناختن و معرفی کردن «برادران و معلمین و انبیای کذبه» بایستی کمال احتیاط را به خرج داد. وظیفه اصلی ما این است که اگر دیدیم برادری در راه اشتباهی گام برمی دارد و یا به تعلیم غلطی پای بند گردیده است، تا حد امکان در هوشیار کردن او تلاش کنیم. ولی نباید فوری او را «برادر کذبه» بنامیم! لفظ «برادر کذبه»، تنها به کسانی اطلاق میگردد که پسر خدا، یعنی عیسی مسیح مجسم شده را انکار کنند.
در هر صورت، همیشه در کلیسا افرادی پیدا خواهند شد که به مجرد بروز اختلاف عقیده و اختلاف سلیقه، برادران خود را با لقب «برادر کذبه» خطاب خواهند کرد و به دیگران این گونه تهمتها را وارد خواهند کرد! ما اجازه نداریم اینگونه رفتار کنیم (متی ۷: ۱). زیرا فقط خدا قادر به تفحص دلها است (متی ۱۳: ۲۴-۳۰ را مشاهده کنید).
۵ پولس با استواری هرچه تمامتر در مقابل تعالیم «یهودگراها» ایستادگی نمود. مقاومت و دفاع پولس رسول در شورای اورشلیم باعث شد که راستی انجیل نه تنها در میان غلاطیان، بلکه تا امروز ثابت ماند .
۶ زمانی که پولس به اورشلیم رفت، آنانی که معتبراند، یعنی رهبران کلیسای اورشلیم، با تعلیم پولس مخالفت نشان ندادند. ایشان موضع پولس را پذیرفتند و بر لزوم مختون شدن امتها، و لزوم پیروی ایشان از قوانین یهود، تأکید نورزیدند.
توجه کنید که پولس رسول، رهبران اورشلیم را دارای مقامی برتر از خود نمیداند. پولس، خدمت رسالت خود را از سوی آنها دریافت نکرده بود، بلکه مستقمیاً از جانب عیسی مسیح به خدمت رسالت خوانده شده بود. ممکن است آنها در ظاهر «معتبر» به نظر بیایند، ولی خدا برصورت انسان نگاه نمیکند. خدا به روح انسانها نگاه کرده، ایشان را براساس موقعیت روحانی آنها مورد قضاوت قرار میدهد.
پولس تعلیم نمیدهد که نباید رهبران کلیسا را محترم شمرد. پولس میگوید او نیز رسولی همپایۀ پطرس و یعقوب و دیگران است و از همان احترام رسولان برخوردار میباشد. بنابراین او خود را به پیروی از احکام آنها ملزم نمیداند. ولی ما ایمانداران، بایستی از رهبران خود اطاعت کنیم و آنها را مورد احترام قرار دهیم. برما مسیحیان لازم است که نه تنها از رهبران کلیسا اطاعت نماییم، بلکه بایستی در محیط کار نیز کارفرمایان و روسای خود را اطاعت و احترام کنیم (رومیان ۱۳: ۱-۲؛ اول پطرس ۵: ۵ را مشاهده کنید).
۷-۸ همانگونه که بشارت انجیل به پطرس و دیگر رهبران کلیسای اورشلیم سپرده شده بود، به همان ترتیب نیز خداوند بشارت انجیل را به پولس نیز محول نموده بود. همانگونه که بشارت مختونان (یهودیان) به پطرس سپرده شده بود، به همان ترتیب، خدمت بشارت به نامختونان (امتها) به پولس محول گردیده بود. یعنی اینکه، به همان طور که خداوند از پطرس و دیگران جهت بشارت کلام انجیل استفاده مینمود، پولس را نیز به کار گرفته بود، پولس رسول و پطرس رسول و دیگر رسولان به یک انجیل بشارت میدادند.
۹ خوشبختانه، رهبران شورای اورشلیم، رسالت پولس و خدمت او و برنابا را به رسمیت شناختند و به ایشان دست رفاقت دادند. پولس میگوید که رهبران کلیسای اورشلیم آن فیضی را که به من عطا شده بود دیدند، منظور از آن فیض، همان برکت و فیض رسالت میباشد (افسسیان ۳: ۷-۸ را مشاهده کنید).
در آن هنگام، یعقوب، کیفا (پطرس)، و یوحنا رهبران کلیسای اورشلیم بودند پولس ایشان را «معتبر» و «ارکان» کلیسای اورشلیم مینامد. یوحنا به شاگرد محبوب خداوند معروف بود و بعدها، انجیل یوحنا و رسالات یوحنا را نوشت.
رهبران کلیسای اورشلیم با پولس و برنابا موافقت کردند و ایشان را به جهت خدمت بشارت به امتها تایید نمودند و قرار بر این شد که پولس در میان امتها بشارت دهد و آنها در میان یهودیان به خدمت بپردازند. این کار آنها، بسیار منطقی و حکمیانه بود زیرا خدا برخی را به خدمت خاصی دعوت میکند و عدهای را برای کاری دیگر میخواند. خداوند مهربان به هریک از ما وظیفۀ خاصی محول نموده است. وظیفه ما این است که دعوت خدا را پذیرفته، او را با جان و دل اطاعت نماییم.
۱۰ رهبران کلیسای اورشلیم از پولس رسول فقط یک تقاضا کردند و آن این بود که فقرا را یاد بدارند. منظور ایشان فقرای کلیسای اورشلیم بود. از قسمتهای دیگر کتاب عهد جدید میدانیم که بخش مهمی از نیروی پولس رسول صرف جمع آوری اعانات از کلیساهای امتها و ارسال آن هدایا به کلیسای اورشلیم میشد (اعمال ۱۱: ۲۹-۳۰؛ رومیان ۱۵: ۲۵-۲۶ را مشاهده کنید).
مخالفت پولس با پطرس (۲: ۱۱-۱۴)
۱۱ اما چون پطرس به انطاکیه آمد، او را روبرو مخالفت نمودم. در این قسمت از رساله، پولس به اختلاف بزرگی که میان او و پطرس پیش آمده بود اشاره میکند. بیاد داشته باشیم که پولس رسول، پطرس را روبرو مخالفت و ملامت نمود و پشت سر او به سخن چینی و غیبت نپرداخت. باشد که ما نیز همچنین در صورت وجود اختلاف نظر با برادری، مسائل را روبرو مطرح کنیم و از غیبت و دشمنی احتراز نماییم. باشد که هرگز به گناه غیبت مبتلا نگردیم.
پطرس مستوجب ملامت بود. او مرتکب اشتباهی شده بود که برهمگان (حتی برخودش نیز) محرز گردیده بود.
۱۲ اختلاف میان پولس و پطرس برسر مسائل تعلیمی نبود، بلکه دلیل ناراحتی پولس، طرز رفتار اجتماعی پطرس بود. پطرس با اصل عدم لزوم پیروی از شریعت جهت امتها موافقت کرده بود حتی خودش از آن رسوم پیروی نمیکرد ومانند امتها رفتار مینمود. (آیۀ ۱۴).
حال چرا پولس، پطرس را ملامت نمود؟ زیرا پطرس خود را از امتها جدا ساخته بود و با آنها غذا نمیخورد. دلیل این عمل پطرس این بود که بعضی «برادران یهودی» از اورشلیم آمده بودند و پطرس را به خاطر مشارکت و رفاقت و غذا خوردن با مسیحیان غیر یهودی ملامت کرده بودند. این افراد اهل ختنه بودند، یعنی ایشان یهودیانی بودند که میگفتند «برای نجات یافتن، لازم است که امتهای غیریهودی، ختنه شوند». و پطرس رسول به جهت راضی ساختن آنها، از مشارکت با امتها باز ایستاد و خویشتن را جدا ساخت .
در ذهن یهودیان، امتها نجس محسوب میشدند. برای همین بود که یهودیان از ترس نجس شدن، با امتها غذا نمیخوردند. با ایمان به عیسی مسیح، این عقاید غلط بایستی به کنار گذاشته شوند. ولی این اعتقاد یک روزه ازمیان نخواهند رفت. پطرس میدانست که جدا ساختن خود ازامتها غلط است و او میدانست که درعیسی مسیح، یهودیان و امتها یکی هستند (اعمال ۱۰: ۲۷-۲۸ ؛ ۱۵: ۷-۹ ؛ غلاطیان ۳: ۲۸؛ کولسیان ۳: ۱۱ را مشاهده کنید). ولی ترسها وعادات سابق پطرس بر وی غلبه نمود و باعث شد که رفتارش شایستۀ یک رسول مسیح نباشد ما نیز اگر خود را به دلیل نژاد، رنگ پوست، آداب و سنن، و غیره از برادر مسیحی خود جدا نماییم، گناه میکنیم.
۱۳ سایر یهودیان هم با وی نفاق کردند. این عمل ایشان ریاکاری بود چرا که درحرف میگفتند که در عیسی مسیح میان یهودی و غیر یهودی فرقی وجود ندارد، ولی درعمل، طوری رفتار میکردند که گویی امتها نجس هستند ومسیحی درجه دو محسوب میگردند.
خوب است که از این اتفاق غم انگیز، درسی فرا بگیریم. منحرف شدن از طریق محبت، بسیار راحت است. حتی رهبران بزرگی چون پطرس و برنابا ممکن است از طریق محبت منحرف شوند. و با انحراف رهبران، اعضای کلیسا نیز به دام گناه و انحراف خواهند افتاد. بنابراین لازم است که رهبران کلیساها و جماعات روحانی، نمونه و سرمشق خوب مناسبی جهت دیگران، مخصوصاً مسیحیان تازه ایمان باشند (مرقس ۹: ۲۴).
۱۴ براساس اعمال ۱۵: ۱۳-۱۴، ۱۹؛ رهبران کلیسای اورشلیم این را تصویب کردند که برای امتها ضرور نیست که از شریعت یهود پیروی کنند. راستی انجیل (حقیقت پیام مسیحیت) این است که یهودی و غیر یهودی، همگی به توسط فیض خدا نجات مییابند. پطرس نیز با این حقیقت موافقت کرده بود (اعمال ۱۵: ۷-۱۱) از این گذشته او مانند یک فرد غیر یهودی زندگی میکرد و خودش از رسوم یهودیان پیروی نمینمود. ولی اینک، او از غذا خوردن با برادران مسیحی خود امتناع میورزید زیرا آنها نامختون و غیریهودی و «نجس» بودند! با این عملش، پطرس به امتها اعلام میکرد: اگر از رسوم یهود پیروی نکنید و ختنه نشوید، باشما معاشرت نخواهم نمود! و با این رفتارش، پطرس امتها را به پیروی از مراسم دینی یهودیان ملزم میساخت.
ناتوانی شریعت یهودیان (۲: ۱۵-۲۱)
۱۵-۱۶ پولس در اینجا به سخن گفتن دربارۀ رفتار پطرس و دیگر یهودیان ادامه میدهد. او میگوید: «ما که طبعاً یهود هستیم ونه گناهکاران از امتها» (یهودیان، همۀ امتها راگناهکار تلقی میکردند، زیرا که از نقطه نظر آنها، کسانی که از رسوم یهود پیروی نکنند گناهکار میباشد). پولس ادامه میدهد: ولی ما یهودیان میدانیم که هیچ کس از اعمال شریعت عادل شمرده نمیشود. یهودیان و غیر یهودیان فقط به وسیلۀ ایمان به عیسی مسیح عادل شمرده خواهند شد (اعمال ۱۵: ۱۱). این همان انجیل حقیقی است که پولس از ابتدا به غلاطیان تعلیم داده بود. حال که غلاطیان به وسیلۀ فیض عیسی مسیح نجات پیدا کرده بودند، چگونه میتوانستند فکر کنند که پیروی اعمال شریعت برای نجات لازم است؟ این تفکر غلط باید به کنار گذاشته شود!
در اینجا لازم است که بار دیگر، برطریقۀ نجات مروری داشته باشیم و ببینیم انسانها چگونه از گناهان خود آزاد میگردند. اولین نکتهای که باید به یاد داشت این است که هر برکتی از سوی خدا و به خاطر فیض خدا به ما میرسد. به خاطر فیض خدا (یعنی محبت عظیم خدا)، عیسی مسیح به این زمین آمد و برای گناهان ما قربانی شد (یوحنا ۳: ۱۶). همۀ انسانها چه یهودی و چه غیر یهودی گناه کردهاند (رومیان ۳: ۹-۱۰)، بنابراین همه انسانها، خواه یهودی باشند و خواه غیر یهودی، به یک اندازه به نجات دهنده محتاج هستند تا ایشان را از عقوبت گناهانشان برهاند (رومیان ۶: ۲۳). زمانی که ما هنوز گناهکار و از راههای خدا دور بودیم، مسیح در راه ما قربانی شد (رومیان ۵: ۶-۸) چون عیسی بار گناهان ما را برخود گرفت و به جای ما تنبیه و مجازات تقصیرات ما را متحمل گردید، اینک ما که به او ایمان آوردهایم، از تنبیه و مجازات گناهانمان رستگار گشتهایم و نزد خدا «عادل» محسوب میشویم (رومیان ۳: ۲۳-۲۴). این همه نتیجۀ محبت و فیض خداوند است.
پس، برای دریافت نجات چه کاری لازم است؟ کافی است که به عیسی مسیح ایمان بیاوریم، همین! جهت نجات یافتن، کافی است که هدیۀ فیض (نجات) را با شکرگزاری پذیرفت. خدا دست خود را به سوی ما دراز کرده است و هدیۀ فیض و نجات رایگان را به ما عطا فرموده است، تنها کاری که باید کرد، دریافت آن هدیه از سوی خداوند میباشد. از این جهت است که پولس رسول به افسسیان نوشت: «زیرا که محض فیض نجات یافته اید، بوسیلۀ ایمان و این از شما نیست بلکه بخشش خداست» (افسسیان ۲: ۸). جهت پیدا کردن نجات، هم فیض خداوند لازم است و هم دریافت نجات به وسیله ایمان.
زمانی که به عیسی مسیح ایمان بیاوریم، در عدالت او شریک میشویم. یعنی اینکه خداوند بی گناهی او را به حساب ما قرار خواهد داد و ما را «عادل» محسوب خواهد کرد (رومیان ۵: ۱-۲). بنابراین، دیگر خدا مجبورنخواهد بود که ما را برای گناهان مان تنبیه کند، مسیح بهای گناهان ما را پرداخت نموده است. برعکس، اینک او ما را به عنوان فرزندان خود به خانوادۀ آسمانی خود پذیرفته است. به محض ایمان به عیسی مسیح و دریافت فیض خداوند، عادل کرده خواهیم شد و نجات خواهیم یافت (رومیان ۵: ۹-۱۰). و با دریافت هدیۀ نجات عطای حیات جاودان به ما داده خواهد شد.
پس متوجه میشویم که به منظور نجات یافتن، ابتدا باید عادل خوانده شد. وبرای دریافت «عدالت» باید به عیسی مسیح ایمان آورد. و تنها به وسیلۀ فیض خداوند است که انسان گناهکار میتواند به عیسی مسیح ایمان بیاورد. خداوند مهربان ما را پیش از بنیاد عالم در او برگزید (افسسیان ۱: ۴). میبینیم که نجات ما، عادل کرده شدن ما، خوانده شدگی ما و ایمان ما، همگی هدیۀ فیض و به خاطر محبت بیکران خدا میباشد (مقالۀ عمومی «طریق نجات» را مشاهده کنید).
پس هرگز سعی نکنیم که فیض خدا را با توسل به اعمال مذهبی و پیروی از رسوم انسانی به دست بیاوریم. انجام کارهای نیکو و جمع آوری صواب، باعث نجات ما و باعث به کف آوردن فیض خداوند نخواهد شد. این راه نجات از گناهان نیست. زیرا هرگاه سعی کنیم با توسل به اعمال نیک خود نجات پیدا کنیم، در و اقع فیض عیسی مسیح را انکار میکنیم (رومیان ۳: ۲۰، ۲۸ را مشاهده کنید).
بار دیگر پولس رسول در آیه ۱۶ غلاطیان را به این نکته یادآور میشود که: هیچ کس از اعمال شریعت عادل شمرده نمیشود، بلکه به ایمان به عیسی مسیح، ماهم به عیسی مسیح ایمان آوردیم تا از ایمان به مسیح و نه از اعمال شریعت عادل شمرده شویم. زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری عادل شمرده نخواهد شد. چرا؟ زیرا هیچ کس قادر به انجام تمام و کمال مو به موی کلیۀ احکام شریعت نیست. یعقوب مینویسد: زیرا هر که تمام شریعت را نگاه دارد و در یک جزو بلغزد، ملزم همه میباشد (یعقوب ۲: ۱۰). کدام حکم است که هرگز قادر به انجام کامل آن نخواهیم بود؟ مشکلترین حکم، «طمع مکن» است (خروج ۲۰: ۱۷). شاید بتوانیم نه حکم اول را اجرا کنیم ولی حکم آخرین را خواهیم شکست! «طمع مکن» به معنی این است که هرگز در ذهن و قلب خود فکر بد و شریر نداشته باشیم. کیست که بتواند این حکم را به طور کامل اجرا کند؟ هیچ کس! لذا، هیچ کس قدر نخواهد بود که با تکیه برانجام شریعت یهودیان، یا هر شریعت و رسم مذهبی دیگری، نجات یابد؛ غیرممکن است که بتوان اینگونه نجات یافت (رومیان ۷: ۶-۱۱ را مشاهده کنید).
۱۷ در اینجا پولس رسول هنوز با یهودیان سخن میگوید. بعضی از یهودیانی که به عیسی مسیح ایمان آورده بودند، کماکان به پیروی از شریعت ادامه میدادند، زیرا ایشان میترسیدند که اگر از پیروی شریعت یهود دست بردارند، مرتکب گناهی بزرگ بشوند و یا نجات خود را از دست بدهند. پولس میگوید: اگر این فرض صحت داشته باشد، پس عیسی پیروان خود را به سوی گناه هدایت میکند! به بیانی دیگر، این چنین به نظر خواهد رسید که مسیح خادم گناه است. ولی پولس میگوید: حاشا! این طور نیست. اگر به جای دریافت عدالت به وسیلۀ ایمان به مسیح به اعمال نیک و کارهای خود تکیه کنند، آنگاه ایشان در نظر خدا گناهکار باقی خواهند ماند. تنها راه مقدس و بی گناه شدن، ایمان به عیسی مسیح و کسب عدالت و پاکی او است.
۱۸ تکیه بر اعمال شریعت و کارهای نیکوی خود، ما را در شمار بزرگترین گناهکاران قرار خواهد داد. پولس آنچه را که خراب ساخته است. بنا نخواهد کرد به بیانی دیگر، پولس رسول بار دیگر شریعت را شرط نجات نخواهد دانست. زیرا اگر او شریعت یهود را بنا کند، «شریعت فیض» را نابود خواهد ساخت! او هرگز مرتکب چنین کاری نخواهد شد، زیرا که درآن صورت، عمل عظیم مسیح و نجات به وسیلۀ ایمان را زیر پا خواهد نهاد. با این کارش منکر صلیب وعدالت به وسیلۀ ایمان شده، فدیۀ عیسی مسیح بر صلیب را نفی خواهد نمود پولس میگوید: اگر چنین کنم، هر آینه ثابت میکنم که خود متعدی (قانون شکن) هستم زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری عادل شمرده نخواهد شد (آیۀ ۱۶).
۱۹ شریعت قدرت بخشیدن زندگی تازه را ندارد. قدرت شریعت در محکوم ساختن انسان گناهکار است. شریعت، پولس را به مرگ روحانی محکوم ساخته بود! پولس میگوید: زانرو که من به واسطۀ شریعت نسبت به شریعت مُردم. ولی زمانی که پولس نسبت به شریعت مُرد، آنگاه از قید شریعت آزاد شد. به محض آنکه قاضی حکم دادگاه را صادر کرد، وظیفهاش به پایان میرسد. به محض صدور حکم، قدرت و اختیار قاضی به پایان خواهد رسید. مجرم با پرداخت جریمه و یا تحمل زندان، خود را از قدرت قاضی و چنگال قانون رها خواهد ساخت. زمانی که مجرم جریمه را پرداخت نمود، از قدرت قاضی آزاد خواهد شد. به این ترتیب، پولس استدلال میکند که از آنجا که وی نسبت به شریعت مُرده است، اینک از قید احکام دینی و شریعت آزاد میباشد. شریعت پولس را به مرگ محکوم ساخته است و بیش از این قدرت دیگری ندارد. دیگر شریعت ا ختنیار پولس را در دست ندارد. همانطور که یک برده پس از مرگش از سلطه ارباب خود آزاد میگردد، پولس نیز با مردن نسبت به شریعت، از قدرت آن آزاد شده است و چون از دست ارباب قدیمی خود (شریعت) آزاد شده است، اینک آزاد است که ارباب جدید خود (مسیح) را خدمت نماید و «نسبت به خدا زیست» کند (رومیان ۷: ۴-۷ ؛ ۸: ۱-۲ و تفسیر آن را مشاهده کنید). نه تنها پولس آزاد است که خدا را خدمت کند، بلکه او آزاد است که برای خدا زیست نماید. چرا؟ چون مسیح در او زیست میکند (آیۀ ۲۰).
۲۰ با مسیح مصلوب شدهام ولی زندگی میکنم لیکن نه من بعد از این، بلکه مسیح در من زندگی میکند. چه شهادت زیبایی بر ایمان پولس! پیش از آنکه زندگی جاودانی را تجربه کنیم، باید نسبت به زندگی پیشین خود بمیریم. انسانیت کهنه باید بمیرد؛ جسم گناه باید مصلوب شود (رومیان ۶: ۶) به وسیلۀ مصلوب ساختن طبیعت کهنه خود با مسیح، انسانیت گناهکار قبلی به دست موت سپرده خواهد شد و آنگاه عیسی مسیح قادر به زیستن در وجود ما خواهد بود. روح مسیح (روحالقدس) وارد ما خواهد شد و به وسیلۀ روحالقدس قدرت خواهیم یافت که زندگی مقدس و عادل و خالی از گناهی داشته باشیم. در آن زمان، دیگر این ما (انسانیت کهنه ما) نیست که زیست میکند، بلکه مسیح است در درون زندگی و قلب وجود ایمانداران سکونت گزیده است. طبیعت کهنه و گناه زدۀ قبلی مرده است و ما از آن آزاد شدهایم و دیگر تحت تسلط انسان کهنه قرار نداریم (رومیان ۶: ۳-۸ و تفسیر آن را مشاهده کنید).
پولس میگوید: « زندگی میکنم، لیکن نه من بعد از این، بلکه مسیح در من زندگی میکند». آیا ما نیز همچو شهادتی داریم؟ بیایید از خود بپرسیم که آیا مسیح در من زیست میکند یا اینکه هنوز انسانیت کهنۀ من زنده است؟ آیا میتوانیم با پولس همصدا شده بگوییم: «مسیح در من زندگی میکند» ؟
معنی واقعی زندگی مسیحی این است که مسیح در ما زندگی کند. دیگر لازم نیست که با قدرت خود و با تکیه بر توانایی خود زندگی کنیم. برعکس اگر به توسط ایمان مسیح را به زندگی خویش دعوت کرده باشیم او در ما زندگی خواهد کرد عیسی فرمود: «در من بمانید و من در شما...زیرا که جدا از من هیچ نمیتوانید کرد» (یوحنا ۱۵: ۴-۵ را مشاهده کنید). و چون عیسی در ما زیست میکند، قادر خواهیم بود که مانند عیسی زندگی کنیم. آنگاه دیگران مسیح را در ما خواهند دید و مشتاق پیروی از عیسی خواهند شد.
پولس ادامه میدهد: و زندگانی که الحال درجسم میکنم، به ایمان بر پسر خدا میکنم که مرا محبت نمود و خود را برای من داد. «پسر خدا»، عیسی مسیح است که به جهان آمد تا برای گناهکاران مصلوب شود تا اینکه ما به وسیلۀ مرگ او نجات یافته بخشایش گناهان و حیات جاودانی را بدست آوریم (مرقس ۱۰: ۴۵ و تفسیر آن را مشاهده کنید).
۲۱ فیض خدا را باطل نمیسازم. مقصود پولس این است که او سعی نخواهد که با توسل به اعمال شریعت نجات یابد. زیرا اگر کسی بتواند بدون ایمان به عیسی مسیح و با کمک اعمال شریعت نجات یابد، هر آینه مسیح عبث مُرد !
تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6...
ما را در سایت تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 200 تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 13:32