رؤیای پولس و خار جسم (۱۲: ۱-۱۰)۱-۲ چهارده سال پیش از نگارش این رساله، پولس رؤیا یا مکاشفهای از سوی خداوند دریافت کرده بود. آن مکاشفه یا رویا، چنان عجیب و استثنایی بود که پولس حتی قادر به وصف آن نیست! در شرح واقعه، از سوم سخص استفاده میکند:
شخصی را در مسیح میشناسم (آیۀ ۲). ولی چون پولس در آیۀ ۷ میگوید:
و تا آنکه از زیادتی مکاشفات سرافرازی ننمایم، خاری در جسم من داده شد، فرشتۀ شیطان، تا مرا لطمه زند، مبادا زیاده سرافرازی نمایم؛ میفهمیم که مقصود او از آن
شخص، خودش است،
مکاشفه از این قرار بود:
چنین شخصی (پولس)
که تا آسمان سوم ربوده شد. آسمان سوم، در اصطلاح یهودیان، به مکانی اشاره میکند که حضور یا تخت خدا در آنست. بر اساس باور یهودیان هم عصر پولس، «آسمان اول» همان آسمان و هوای بالای سر بود؛ و «آسمان
دوم» شامل ستارگان و اجرام سماوی میشد. مشاهده میکنیم که بر طبق این طرز تفکر، «آسمان سوم» مکانی فراتر از آسمان کهکشانها و مکان حضور عیسی مسیح است که در آنجا بر دست راست خدا نشسته است (اعمال ۱: ۱۰-۱۱؛ افسسیان ۱: ۲۰ را مشاهده کنید). در این جهان بینی رایج در زمان پولس، آسمان سوم مکانی است که ایمانداران با عیسی مسیح تا به ابد زیست خواهند نمود.
پولس نمیداند که آیا در جسم و یا در روح به آسمان سوم (حضور خدا) ربوده شده است.
۳-۴ فردوس (آیۀ ۴) کجا است؟ در انجیل لوقا ۲۳: ۴۳ و مکاشفه ۲: ۷، نیز از فردوس ذکر به میان آمده است. بسیاری از مفسرین بر این اعتقادند که «فردوس» مکانی است که ایماندران بلافاصله پس از مرگ به آنجا خواهند رفت. در آنجا، ایمانداران، بدون بدن در روح منتظر روز آخر و قیامت جسمانی خود خواهند ماند. در آن روز، مسیح باز خواهد گشت و به ایشان بدنهای نو و قیامت کرده خواهند بخشید (رومیان ۸: ۲۳؛ اول قرنتیان ۱۵: ۴۲-۴۴؛ اول تسالونیکیان ۴: ۱۶-۱۷ را مشاهده کنید). سپس، بعد از آنکه خدا به ایمانداران بدنهایی نو بخشید، ما را به بهشت آسمان سوم، یعنی مکانی که در آنجا تا ابد با خدای پدر و پسر و روحالقدس به سر خواهیم برد، و رهنمون خواهد شد.
به آیۀ ۴ توجه کنید، پولس رسول میگوید: به فردوس ربوده شد، حال آنکه در آیۀ ۲ وی گفت: تا آسمان سوم ربوده شد. در آیۀ ۲، پولس میگوید: تا، حال آنکه در آیۀ ۴ وی از کلمۀ اضافۀ به استفاده میکند. به نظر میرسد که پولس میگوید: او «به داخل» فردوس رفت ولی «تا نزدیک» آسمان سوم بالا رفته است. با استفاده از این آیات، بسیاری از مفسرین کتاب مقدس بر این اعتقادند که «فردوس» و «آسمان سوم» دو مکان مختلف میباشند.
ولی گروه دیگری از مفسرین معتقداند که «فردوس» و «آسمان سوم» هر دو یکی هستند و نباید بین آن دو فرقی قائل شد. کتاب مقدس، در مورد آنچه پس از مرگ رخ میدهد بسیار کم سخن میگوید و نمیتوان دربارۀ جزئیات عالم اموات، با اطمینان سخن گفت. پولس رسول نیز دربارۀ جزئیات تجربۀ خود توضیحی نمیدهد: انسان را جایز نیست به آنها تکلم کند.
۵ میگوید: از چنین شخص فخر خواهم کرد. پولس به مکاشفۀ خدا، افتخار میکند، ولی هیچ فخری به خود نمیکند: از خود جز از ضعفهای خویش فخر نمیکنم (آیات ۹-۱۰ را مشاهده کنید).
۶ پولس میتوانست به کارهای مثبت خود فخر کند. پولس رسول حقیقتا کارهای بی نظیری برای ملکوت خدا انجام داده بود و موفقیتهای بزرگی کسب نموده بود. او کلیساهای متعددی را تاسیس کرده بود و عطایای بی شماری از روحالقدس دریافت نموده بود. آیات و معجزات و قوات زیادی از سوی او پدیدار گردیده بود (آیۀ ۱۲). ولی هر چند تمام اینها حقیقت داشت و پولس از هر جهت مجاز به فخر کردن بود، ولی هرگز به اعمال خود افتخار نمیکرد، مبادا مردم به عوض آنکه خدا را جلال دهند به تعریف و تمجید از پولس پرداخته او را مورد تکریم و ستایش قرار دهند (دوم قرنتیان ۳: ۵). پولس نمیخواهد نام خود را برافرازد و برای خود اسم و رسم پیدا کند. او تعلیم خداوندش را به یاد دارد که فرمود: هر که خود را بلند کند، پست گردد و هر که خود را فروتن سازد سرافراز گردد (متی ۲۳: ۱۲؛ لوقا ۱۴: ۱۱).
۷ آنچه پولس خاری در جسم مینامد. در ارتباط با فرشتۀ شیطان است. پولس به ما نمیگوید که آن خاری که در جسم داشت چه بود. ولی میتوان نتیجه گرفت که فرشتۀ شیطان باعث نوعی عذاب، بیماری و یا ناتوانی در زندگی پولس گردیده بود. برخی معتقدند که پولس از یک بیماری چشمی رنج میبرد؛ برخی مفسرین میگویند که پولس به بیماری مالاریا مبتلا شده بود؛ و گروهی دیگر معتقدند که پولس به بیماری صرع و یا افسردگی روحی گرفتار بود. عدهای نیز گمان میکنند که این خار در جسم، همان ضعف بدنی... و آن امتحان در جسم بود که پولس در غلاطیان ۴: ۱۳-۱۴ به آن اشاره کرده است. باز دستۀ دیگری از مفسرین میگویند که این خار جسم پولس، حملات روحانی فرشتۀ شیطان به پولس و وسوسه کردن او بوده است.
به یک معنا، خوب است که پولس دربارۀ آن «خار» توضیح بیشتری نداده است! زیرا اگر به طور دقیق بدانیم که مشکل پولس چه بوده، ممکن است با خود بگوییم: «من که این مشکل را ندارم، پس این قسمت کلام خدا به من مربوط نمیشود!»
در حقیقت، تمام تعالیم پولس رسول بسیار مهم و قابل تامل و مفید است، زیرا هر فرد مسیحی، به نوعی «خاری در جسم» دارد. یعنی هر کدام از ما به لحاظ بشر بودنمان، با نوعی ضعف دست به گریبان هستیم. حسن مهم این ضعفها و سختیها در این است که به ما یادآوری میکند که انسانی ضعیف و ناتوان بیش نیستیم، و ما را فروتن میسازد. خدا نمیتواند به راحتی از شخص خود نما و مغرور و از خود راضی استفاده کند. لذا میبینیم که هر چند خدا پولس را به انواع عطایای روحانی و قابلیتهای فکری و جسمی مجهز کرده بود، ولی در عین حال به جهت فروتن ساختنش، «خاری در جسم» او نهاده بود.
پس اگر خاری در جسم خویش داریم، از شکایت دست برداشته، به خاطر داشته باشیم که این سختی و مشکل به جهت بنای روح شخصیت ما داده شده است (عبرانیان ۱۲: ۱۰-۱۱). از بابت این خارها و سختیها است که قدرت خدا در زندگی ما به نمایش گذاشته خواهد شد (دوم قرنتیان ۴: ۷ و تفسیر آن را مشاهده کنید).
پولس در اینجا میگوید که آن خار، فرشتۀ شیطان بود، یعنی آن «خار» توسط شیطان در جسم او قرار داده شده بود. ما میدانیم که شیطان قدرت این را دارد که مردم را به انواع مرضها مبتلا نماید (لوقا ۱۳: ۱۶). ولی هرگز فراموش نکنیم که شیطان همیشه تحت کنترل و قدرت مطلق خداوند قرار دارد. شیطان هرگز قادر نیست که بی اجازۀ خدا کسی را به بلا و یا سختی مبتلا نماید (ایوب ۱: ۶-۲۲؛ ۲: ۱-۱۰). ولی برای کسانی که خدا را دوست دارند، خدا همیشه بدی را به نیکویی تبدیل خواهد کرد (پیدایش ۳۷: ۲۸؛ ۴۵: ۴، ۸؛ ۵۰: ۲۰؛ رومیان ۸: ۲۸ و تفسیر آن را مشاهده کنید).
۸-۹ در باغ جتسیمانی، مسیح سه مرتبه دعا کرده گفت: ای پدر من، اگر ممکن است این پیاله (مرگ بر روی صلیب) از من بگذرد (متی ۲۶: ۳۹، ۴۲، ۴۴)، آیا خدا جواب دعای عیسی مسیح را نداد؟ او جواب داد، ولی جوابش «بلی» نبود! خدا به همۀ دعاهای ما پاسخ میدهد، ولی ممکن است که جوابش مطابق میل و خواستۀ ما نباشد. جواب خدا به دعاهای ما براساس اراده و تشخیص اوست. او همیشه آنچه را که به نفع ماست به ما هدیه میکند. او بهتر از ما میداند که چه به نفع ما خواهد بود. پدر آسمانی ما همواره چیزهای نیکو را به فرزندان خود میدهد (متی ۷: ۹-۱۱). با این دیدگاه است که پولس خاری را که در جسم خود داشت هدیۀ خدا میداند.
آیا ایمانداران نباید برای دور شدن «خار» از «جسم» خود دعا کنند؟ بلی، دعا به جهت شفا و خلاصی کاری شایسته و مناسب است. ما میتوانیم برای دور شدن «خار» از خدا استمداد کنیم، همانطور که پولس رسول چند بار دعا کرد. دعا برای برطرف شدن آن مشکل و «خار» کاملا مجاز و حتی ضروری است و چه بسا که خدا تعدادی از مشکلات ما را حل کرده، چندین «خار» را از جسم ما از بین ببرد. ولی همیشه یک یا دو «خار» را در جسم ما قرار خواهد داد تا ما را فروتن نگاه دارد. زیرا نتیجۀ فروتنی، اتکا کامل به قدرت و حکمت خداوند خواهد بود.
مهم نیست که چه ضعفی داشته باشیم، خدا همیشه به اندازۀ کافی به ما فیض و قدرت جهت انجام ارادهاش را عطا خواهد فرمود (فیلپیان ۴: ۱۳). هر چه ما ضعیفتر باشیم، به همان اندازۀ قدرت خدا در ما بزرگتر و نمایانتر خواهد گردید (دوم قرنتیان ۴: ۷). بنابراین پولس به شادی بسیار در ضعفهای خود فخر میکند (آیۀ ۵).
بیایید تا هرگز به حکمت خدا شک نکنیم و از اوضاع خود شکایت ننماییم. برعکس، بیایید تا همیشه و در هر اوضاع مشکل و هر سختی، خدا را شکر گفته، به حکمت و قدرت خداوند اعتماد داشته باشیم (ایوب ۱: ۲۱-۲۲).
۱۰ پولس نه تنها ضعفها، رسوایی ها، احتیاجات، زحمات، و تنگیها را تحمل میکند، بلکه میگوید: در آن شرایط سخت در مسیح شادمانم. پولس در عین آن شرایط سخت شادمانی میکند. چرا؟ زیرا زمانی که او در سختی و غم و مشکلات است، قدرت خدا در زندگیش آشکار خواهد شد. پولس میگوید: چون ناتوانم توانا هستم. پولس در حین مشکلاتش شاد و خوشحال است زیرا در میان این سختیها، تسلی ما نیز بوسیلۀ مسیح افزوده میشود (دوم قرنتیان ۱: ۵). پولس از مشکلات خود شادی میکند، زیرا به سبب آن غمها حیات عیسی در بدن ما ظاهر خواهد گشت (دوم قرنتیان ۴: ۸-۱۰).
او میگوید: بخاطر مسیح شادمانم. بعضی ادیان تعلیم میدهند که رنج کشی و تحمل سختیها ثواب عظیم در پی خواهد داشت. ولی پولس این سختیها را بخاطر نفع و کسب اجر اخروی تحمل نمیکند؛ بلکه او خواهان جلال دادن مسیح در همه چیز و هر وقت است. تنها اگر کارهایمان برای مسیح باشد و به خاطر محبت به مسیح و جلال دادن نام او سختی کشیم، آنگاه خادا ما را پاداش خواهد داد (مای ۵: ۱۱؛ ۱۹: ۲۹).
نگرانی پولس برای قرنتیان (۱۲: ۱۱-۲۱)
۱۱ پولس میگوید: بی فهم شدهام، شما مرا مجبور ساختید به عبارت دیگر، او با این کارخود (فخر کردن و مدح خود را سرودن)، مانند اشخاص بی فهم و احمق عمل نموده است. ولی بی ایمانی قرنتیان و رغبت آنان به پیروی از رسولان دروغین که خود را بزرگترین رسولان مینامیدند؛ او را مجبور کرده بود که آنگونه از خود به تعریف و تمجید بپردازد.
پولس دربارۀ خود میگوید: هیچ هستم. پولس میداند که مردی ضعیف و ناتوان میباشد. با این وجود میگوید: از بزرگترین رسولان کمتر نیستم (دوم قرنتیان ۱۱: ۵).
۱۲ دلیل مهم اثبات رسالت پولس، پدیدار شدن علامات رسول، یعنی آیات و معجزات و قوات در زندگی و تعالیم پولس بود. علاوه بر این، وجود میوۀ موعظۀ پولس در زندگی کلیساها به ظهور رسیده بود دلیل دیگری بر اصالت خوانده شدگی و رسالت پولس بود (اول قرنتیان ۹: ۲ و تفسیر آن را مشاهده کنید).
۱۳ کلیسای قرنتس شاهد معجزات و آیات بسیاری بود. به همین جهت، اعضای کلیسا باید بدانند که کلیسایشان توسط رسول حقیقی عیسی مسیح پایه گذاری گردیده است. آیات و علامات و معجزات و این حقیقت که کلیسا توسط رسول حقیقی مسیح بنیان نهاده شده است، باید مایۀ دلگرمی قرنتیان شده به ایشان یادآور شود که ایشان از کلیساهای دیگر چیزی کم ندارند. تنها کمبود کلیسای قرنتیان این است که مانند دیگر جماعات از پولس حمایت مالی به عمل نیاوردهاند. با امتناع از قبول کمک مالی از کلیسای قرنتیان، اینک ایمانداران کلیسا در یک چیز قاصر بودند، و آن کمک نکردن به رسول خداست. اینک کلیسای قرنتیان قادر به فخر کردن به حمایت از پولس نیست؛ لذا او از کلیسا میخواهد که به خاطر این بی انصافی، عدم درخواست کمک از کلیسا، او را ببخشند!
۱۴ پولس رسول در نخستین سفرش به قرنتس، کلیسای آنجا را تاسیس کرد (اعمال ۱۸: ۱). سفر دومش، توام با ملاقاتی با حزن بود (دوم قرنتیان ۲: ۱).
پولس در پی کسب مال قرنتیان نیست، وی میگوید: خود شما را طالبم، یعنی او خواهان قلب و ایجاد رابطۀ صمیمی و علاقۀ مشترک با قرنتیان است. پولس پدر روحانی قرنتیان است و مانند هر پدری خواهان کمک کردن به فرزندان خود است و در پی کسب منفعت از ایشان نمیباشد.
۱۵ وظیفۀ پدری ایجاب میکند که پدر، فرزندان را مورد محبت قرار دهد. در عین حال، هر پدری خواستار دریافت محبت از طرف فرزندان خود نیز میباشد. ولی حتی اگر فرزندان، قدرنشناسی کرده محبت پدر را پاسخ ندهند؛ پدر، با قلبی شکسته و چشمی اشکبار، به محبت کردن فرزندان خود ادامه خواهد داد. پولس اینچنین محبتی به قرنتیان داشت.
۱۶ پولس هرگز از کلیسای قرنتیان پولی دریافت نکرده بود (دوم قرنتیان ۱۱: ۹). ولی دشمنان پولس به او تهمت زده او را حیله گر میخواندند. ایشان به پولس تهمت زده میگفتند که جمع آوری هدایا برای قحطی زدگان اورشلیم نیز از حیلههای پولس است. پولس در این آیه، با طعنه اتهامات دشمنان خود را تکرار میکند.
۱۷-۱۸ پولس، تیطس و با وی برادری را فرستاد تا قرنتیان را به جمع آوری هدایا تشویق کنند (دوم قرنتیان ۸: ۱۶-۱۸؛ ۹: ۵). او از قرنتیان میپرسد: «آیا تیطس و یا آن برادر، از شما اخاذی کرده، یا شما را مورد سو استفاده قرار دادند؟» پاسخ البته منفی است!
۱۹ پولس این آیات را برای دفاع از خود نمینویسد (اول قرنتیان ۴: ۳). قاضی او عیسی مسیح است. وی به حضور خدا در مسیح سخن میگوید. مقصود پولس از نگارش این آیات پاک ساختن نام خود یا دفاع از حیثیت خویش نیست. بلکه او اینها را برای بنای قرنتیان نوشته است.
۲۰ پولس میترسد که در هنگام مراجعتش به قرنتس، آنها هنوز به بلوغ روحانی نرسیده باشند (اول قرنتیان ۳: ۱-۳ را مشاهده کنید). اگر رفتار قرنتیان بهبود نیافته باشد، آنها چهرۀ پر از خشم پولس را خواهند دید. زیرا که در آن موقع پولس با چوب به نزد ایشان خواهد آمد (اول قرنتیان ۴: ۲۱).
بیایید به فهرست گناهانی که پولس بر میشمارد نظر کنیم. ایا این گناهان در کلیسای ما دیده میشود؟ (مرقس ۷: ۲۱-۲۳؛ غلاطیان ۵: ۱۹-۲۱ را مشاهده کنید).
۲۱ پولس به قرنتس فخر میکرد (دوم قرنتیان ۷: ۴). ولی اگر ایشان توبه نکنند و قلبهای خود را سخت سازند، بی شک خدا پولس را فروتن خواهد ساخت و پولس نزد خدا خجل شده، ماتم خواهد نمود. همانطور که اگر پسری به راه بد رود، والدینش سرشکسته خواهند شد، پولس نیز از گناهکاری قرنتیان خجل و ماتم زده خواهد گردید.
تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6...
ما را در سایت تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 13:32