قبر خالی (۲۰: ۱-۱۰)
۱ مریم مجدلیه در اولین روز هفته یعنی یکشنبه پیش از طلوع آفتاب، خانۀ خود را ترک کرد. بر طبق مرقس ۱۶: ۲، وی به همراه دو تن از زنان، درست بعد از طلوع آفتاب به قبر رسیدند. وی متوجه شد که سنگ از سر قبر غلطانده شده است (مرقس ۱۶: ۱-۸ و تفسیر آن مشاهده شود).
۲ بعد از وقایع توصیف شده در مرقس ۱۶: ۱-۸، مریم مجدلیه نزد پطرس و آن شاگردی که عیسی دوست میداشت، یعنی یوحنا رفت و به ایشان گفت که جسد عیسی ربوده شده است. این فکر که عیسی از مردگان برخاسته باشد، به ذهنش خطور نکرد (لوقا ۲۴: ۹-۱۱ مشاهده شود).
۳-۸ هنگامی که پطرس و یوحنا گزارش مریم را شنیدند، بی درنگ سر قبر رفتند. توجه داشته باشید که یوحنا در اینجا چه جزئیاتی را به خاطر میآورد. مطمئنا این مهمترین روز زندگیاش بود. به راستی نیز این مهمترین روز در تاریخ جهان بود!
بعد از ورود پطرس به درون قبر، یوحنا نیز وارد شد. یوحنا آن را خالی یافت و ایمان آورد. وی ایمان آورد که عیسی به راستی از مردگان برخاسته است. عیسی به ایشان گفته بود که بعد از سه روز از مردگان برخواهد خاست (مرقس ۸: ۳۱؛ ۹: ۳۱؛ ۱۰: ۳۴). و در اینجا در روز سوم، درست همان اتفاقی افتاده بود که عیسی گفته بود.
لیکن پطرس اول باور نکرد. «از این ماجرا در عجب شده، به خانۀ خود رفت» (لوقا ۲۴: ۱۲).
۹-۱۰ برخاستن عیسی از مردگان نیز در عهد عتیق نبوت شده بود، لیکن پطرس و یوحنا هنوز آن نبوتها را بطور کامل درک نکرده بودند. ایمان یوحنا به قیام عیسی بر طبق مشاهدۀ عینیاش بود و نه از عهد عتیق. نبوتهای مربوط به قیام عیسی در مزمور ۱۶: ۱۰؛ اشعیا ۵۳: ۱۰-۱۲؛ هوشع ۶: ۲؛ و یونس ۱: ۱۷ یافت میشوند.
عیسی به مریم مجدلیه ظاهر میشود (۲۰: ۱۱-۱۸)
۱۱ هنگامی که پطرس و یوحنا رفتند تا قبر را ببینند، زنان نیز به دنبال ایشان روان شدند. بعد از رفتن دو شاگرد به خانه (آیۀ ۱۰)، مریم در کنار قبر ماند.
۱۲-۱۳ وی دو فرشته را دید. مریم و آن زن دیگر قبلا نیز هنگامی که کمی پیشتر به سر قبر آمده بودند، فرشتهها را دیده بودند (مرقس ۱۶: ۵؛ لوقا ۲۴: ۴ مشاهده شود). سپس مریم بار دیگر آن دو فرشته را دید. ایشان از او پرسیدند که چرا گریان است.
۱۴-۱۵ مریم بعد از اینکه به ایشان پاسخ داد، مردی را در آنجا ایستاده دید و گمان برد که باغبان است. اما او عیسی بود. جسم قیام کردۀ عیسی تا حدی تغییر کرده بود، لذا وی ابتدا او را نشناخت (لوقا ۲۴: ۱۵-۱۶ مشاهده شود). او فکر کرد که شاید این «باغبان» جسد عیسی را به جایی دیگر برده است.
۱۶ سپس عیسی او را به نام خواند، و یکباره مریم او را شناخت (لوقا ۲۴: ۳۰-۳۱). گوسفند عیسی آواز او را میشناسد (یوحنا ۱۰: ۴).
مریم امید داشت که فقط جسد عیسی را بیابد و اکنون وی بدن زندۀ او را مییافت!
۱۷ مریم احتمالا به روی زانوان افتاده، پاهای عیسی را در بر گرفت (متی ۲۸: ۹). عیسی به وی فرمود: «مرا لمس مکن» منظورش این بود که «سعی نکن که مرا نگاه داری».
عیسی به مریم فرمود: «مرا لمس مکن زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفته ام». در اینجا منظور عیسی دقیقا مشخص نیست. برخی از دانشمندان کتاب مقدس بر این باورند که لزومی نداشت که مریم به او بچسبد، زیرا که هنوز بلافاصله به آسمان صعود نکرده بود. مریم فرصتهای دیگری میداشت که او را پیش از آنکه زمین را ترک کند، ببیند. دیگر دانشمندان کتاب مقدس بر این عقیدهاند که عیسی سعی داشت به مریم بفهماند که امور اکنون تغییر یافته اند؛ او دیگر همانی نیست که قبلا بود؛ دیگر کسی نمیباید به او بچسبد. ایلعازر نیز از مردگان برخاسته بود، لیکن وی همان بدن زمینی قبلی خود را داشت، بدنی که دوباره میمرد (یوحنا ۱۱: ۴۳-۴۴؛ ۱۲: ۲). لیکن عیسی بدنی کاملا نو گرفته بود، بدنی روحانی که هرگز نمیمرد.
سپس عیسی به مریم فرمود که به شاگردان بگوید که او نزد پدرش یعنی به آسمان باز خواهد گشت. وی میرفت تا جایی برای ایشان مهیا کند (یوحنا ۱۴: ۲). توجه داشته باشید که عیسی در اینجا خدا را پدر خود و پدر شما... خدای خود و خدای شما میخواند. خدا به طریق خاصی پدر عیسی بود. عیسی ماهیتا از آغاز پسر خدا بود. ما نیز فرزند خواندههای خدا هستیم لیکن نه ماهیتا.
بر طبق متی ۲۸: ۱۰، عیسی همچنین به مریم و آن زن دیگر گفت که به شاگردان بگویند که به جلیل بروند که در آنجا ایشان را ملاقات خواهد کرد. هم در متی ۲۸: ۱۰ و هم در این آیه، عیسی شاگردانش را برادر میخواند. پیش از قیامش، ایشان را دوستان میخواند (یوحنا ۱۵: ۱۴). اکنون آنان برادران او شده بودند. و همۀ ما که ایمان داریم نیز جزو برادران عیسی شمرده میشویم. عیسی نخست زادۀ برادران بسیار بود (رومیان ۸: ۲۹).
۱۸ بر طبق متی ۲۸: ۹-۱۰، نه تنها مریم، بلکه آن زن دیگر نیز در آن لحظه عیسی را دید. مریم اول او را دید (مرقس ۱۶: ۹). آنگاه، شاید او فوری رفته، آن زن دیگر را خبر کرده باشد. یا شاید عیسی لحظهای بعد بر آن زن دیگر ظاهر گشته است. هر چه که باشد، زنان بار دیگر نزد شاگردان رفته، اخبار جدید را به اطلاع ایشان رساندند: ایشان واقعا خداوند قیام کرده را دیده بودند! (متی ۲۸: ۹-۱۰؛ لوقا ۲۴: ۱۲ و تفسیر آنها مشاهده شود).
عیسی بر شاگردانش ظاهر میشود (۲۰: ۱۹-۳۱)
۱۹ در شب همان روز قیام، شاگردان عیسی در خانهای گرد آمده بودند. این بزرگترین، شادمانهترین و پیروزمندانهترین روز در تاریخ جهان بود؛ اما شاگردان کجا بودند؟ ایشان از ترس مخفی شده بودند. یعنی به سبب ترس یهود درها را بسته بودند. رهبران یهود مطلع شده بودند که جسد عیسی مفقود شده و شاگردان را متهم کردند که آن را دزدیدهاند (متی ۲۸: ۱۱-۱۳). مطمئنا ایشان در جستجوی شاگردان بودند.
ناگهان، به طریقی معجزه آسا عیسی آمده، در میان ایستاد. درها باز نشده بود. یوحنا نمیگوید که عیسی چگونه وارد اتاقی شد که شاگردان در آن بودند؛ آنچه که مسلم است، این است که او از یک در باز وارد نشده بود. او فرمود: «سلام بر شما باد!» این اصطلاح متداول یهودیان برای سلام کردن بود؛ لیکن مفهوم عمیقتری نیز داشت. زیرا که منظور عیسی از «سلام»، سلامتی روحانی بود که پیشتر وعدۀ آن را داده بود (یوحنا ۱۴: ۲۷ و تفسیر آن مشاهده شود).
عیسی شاگردانش را به خاطر اینکه او را تنها گذاشته بودند، ملامت نکرد. وی به ایشان به عنوان دوستان و برادرانش سلام گفت. شاگردان عیسی را ترک کرده بودند لیکن عیسی آنان را ترک نکرده بود. وی نزد ایشان آمده، سلامتی را عرضه کرد و به واسطۀ مرگش بر روی صلیب صلح را بین آنان و خدا برقرار ساخت (رومیان ۵: ۱ و تفسیر آن مشاهده شود).
۲۰ ابتدا شاگردان لرزان و ترسان شده، گمان بردند که روحی میبینند (لوقا ۲۴: ۳۷). لیکن بلافاصله بعد از دیدن جراحتهای عیسی، دریافتند که به راستی خود او است و شاد گشتند. حزن ایشان به شادی مبدل شد (یوحنا ۱۶: ۲۰-۲۲).
لوقا نیز شرح نخستین ظاهر شدن عیسی را بر همۀ شاگردان شرح داده است (لوقا ۲۴: ۳۶-۴۰ و تفسیر آن مشاهده شود) تنها توما غایب بود (آیۀ ۲۴).
۲۱ آنگاه عیسی فرمود: «چنانکه پدر مرا فرستاد، من نیز شما را میفرستم». در آن هنگام بود که عیسی ایشان را به مقام رسالت (رسول بودن) منصوب کرد، یعنی «فرستادگان». لیکن عیسی این را نه تنها به آن شاگردان، بلکه به تمامی شاگردانش در تمامی عصرها فرموده است: «شما را میفرستم». کار ما در انتشار انجیل و نشان دادن محبت خدا به انسانها، ادامه کار عیسی بر روی زمین است. همانطور که خدا عیسی را منصوب کرد تا انجیل را موعظه کرده، اعمال نیکو انجام دهد، ما را نیز به این کار منصوب کرده است (متی ۲۸: ۱۹-۲۰؛ یوحنا ۱۷: ۱۸ و تفسیر آنها مشاهده شود؛ همچنین به مقالۀ عمومی: «هدف کلیسا» رجوع شود).
۲۲ سپس عیسی بر شاگردان دمید و روحالقدس را که قبلا وعده داده بود، به ایشان داد (یوحنا ۱۴: ۱۶ و تفسیر آن مشاهده شود). ایشان برای انجام کاری که وی بر عهدۀ آنان نهاده بود، نیاز به روحالقدس داشتند. مسیح بی آنکه وسایل و تجهیزات انجام کاری را در اختیارمان گذارد، هرگز وظیفهای را به ما واگذار نمیکند. اما دادن روحالقدس مهمترین واقعه در زندگی شاگردان بود. زیرا که در آن موقع بود که ایشان دوباره از روح متولد شدند (یوحنا ۳: ۳، ۵ و تفسیر آن مشاهده شود). در این هنگام ایشان ایمان کامل و حقیقی را دریافت کردند. هیچ انسانی نمیتواند بدون دریافت روحالقدس مسیح، یک مسیحی واقعی باشد. ... هر گاه کسی روح مسیح را ندارد وی از آن او نیست (رومیان ۸: ۹).
در روز پنطیکاست یعنی ده روز بعد از صعود مسیح، شاگردان از روحالقدس پُر شدند (اعمال رسولان ۲: ۱-۴ و تفسیر آن مشاهده شود). شاگردان قبلا در این یکشنبۀ قیام روحالقدس را دریافت کرده بودند؛ لیکن در روز پنطیکاست، ایشان از روحالقدس پُر شده، عطایا و قدرت روح را دریافت کردند.
بنابراین مسیحیان نه تنها باید روحالقدس را در خود داشته باشند، بلکه همچنین باید دعا کنند که از روح پُر شوند. همۀ ما باید ثمرات روحالقدس را در زندگی مان ظاهر سازیم (غلاطیان ۵: ۲۲-۲۳ و تفسیر آن مشاهده شود). اما خدا میخواهد عطایا و قدرت روحالقدس را نیز به ما بدهد (اول قرنتیان ۱۲: ۷-۱۱ و تفسیر آن مشاهده شود). پُر شدن از روحالقدس نه فقط به معنی داشتن ثمرات آن، بلکه به معنی برخورداری از قدرت او نیز میباشد.
عیسی بر ایشان دمید. در حزقیال ۳۷: ۱-۱۰، حزقیال نبی دشتی پوشیده از استخوان را توصیف میکند. خداوند به حزقیال فرمود که بر آن استخوانهای خشک نبوت نماید. و هنگامی که حزقیال کلام خدا را بر استخوانها گفت، آنها به یکدیگر نزدیک شده، پیه و گوشت و پوست آنها را پوشاند. اما همچنان خشک بودند ... در آنها روح نبود (حزقیال ۳۷: ۸). سپس نفس خدا داخل آن مردگان گشت و آنها زنده شده، بر پایهای خود لشکر بی نهایت عظیمی ایستادند (حزقیال ۳۷: ۱۰).
در ما نیز نفس خدا یعنی روحالقدس دمیده شده است، از اینرو روحالقدس را داریم. ما نیز یعنی تمامی مسیحیان تبدیل به لشکر عظیمی شدهایم. ما فقط تماشاگر و یا اعضای کلیسا نیستیم، بلکه یک لشکر هستیم.
۲۳ عیسی بعد از آنکه به شاگردانش روحالقدس را داد، قدرت آمرزش گناهان را نیز به ایشان بخشید. این آیهای است که درک آن مشکل است. هیچ انسانی از خود نمیتواند گناهان کسی را ببخشد. تنها خدا و مسیح هستند که میتوانند گناهان را بیامرزند. لیکن مسیحیان سفیران مسیح میباشند (دوم قرنتیان ۵: ۲۰). با کمک هدایت روحالقدس، میتوانیم به شخص بگوییم که گناهانش آمرزیده شدهاند زیرا که مسیح بر روی صلیب مُرد. اگر کسی به عیسی ایمان داشته، از گناهانش توبه کند، میتوانیم با اقتدار کامل عیسی به آن شخص بگوییم: «گناهانت آمرزیده شده اند».
با وجود این، اگر کسی توبه نکند و ایمان نیاورد، آنگاه میتوانیم آن شخص را آگاه سازیم که گناهانش آمرزیده نشده، بلکه بسته شدهاند. عیسی این اقتدار را به تمام کلیسا، مخصوصا رهبران کلیسا داد (متی ۱۶: ۱۹؛ ۱۸: ۱۸-۱۹ و تفسیر آنها مشاهده شود).
۲۴-۲۵ توما یا تواٌم (یوحنا ۱۱: ۱۶)، در نخستین شبی که عیسی بر شاگردان ظاهر شد، حضور نداشت. وی گفت تا زمانی که زخمهای عیسی را نبیند و لمس نکند، باور نخواهد کرد که عیسی از مردگان برخاسته است.
توما، «تومای شکاک» نامیده شده است. اما باید به خاطر آوریم که به استثنای یوحنا (آیۀ ۸)، دیگر شاگردان نیز تا عیسی را ندیدند، باور نکردند. همۀ آنها نیز در ابتدا شک داشتند (مرقس ۱۶: ۱۱؛ لوقا ۲۴: ۱۰-۱۲).
۲۶-۲۷ یک هفته بعد، عیسی بار دیگر در همان خانه و به همان طریق قبلی، بر شاگردان ظاهر گشت (آیۀ ۱۹). در آن وقت توما حضور داشت. عیسی به وی فرمود: «مرا لمس کن، زخمهای مرا لمس کن. بی ایمان مباش بلکه ایمان داشته باش». عیسی میدانست که توما قبلا چه گفته بود (آیۀ ۲۵). عیسی افکار شک آلود ما را میداند.
۲۸ یوحنا نمیگوید که توما واقعا زخمهای عیسی را لمس کرد یا نه. لیکن وی عیسی را دید و صدای او را شنید؛ همین کافی بود؛ او گفت: «خداوند من وای خدای من!» هیچ یک از شاگردان قبلا عیسی را «خدا» نخوانده بود. توما آخرین شاگردی بود که ایمان آورد. لیکن اولین شاگردی بود که دریافت عیسی چیزی بیش از مولا و خداوند، بیش از مسیح موعود است؛ او دریافت که وی خود خدای متعال است.
۲۹ عیسی توما را به خاطر کندی ایمانش سرزنش نکرد. وی به آیندهای میاندیشید که دیگر بر روی زمین نخواهد بود. به زودی دیگر انسانها نخواهند توانست همچون توما او را دیده یا آوازش را بشنوند. ایشان میبایست بی آنکه ببینند، ایمان آورند. یعنی میبایست شهادت دیگران را باور کنند. لیکن هرگاه که ایمان آورند، به راستی برکت خواهند یافت (اول پطرس ۱: ۸ مشاهده شود).
۳۰-۳۱ یوحنا هر آنچه را که عیسی کرده بود، ننوشت و دیگر نویسندگان انجیل نیز این کار را نکردند (یوحنا ۲۱: ۲۵ مشاهده شود). لیکن یوحنا یک هدف عمده از نوشتن انجیلش داشت: تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خدا است. ایمان داشتن کافی نیست. ما باید به چیزی ایمان داشته باشیم. ما باید به عیسی، به خداوند و خدای خود ایمان بیاوریم.
چرا باید ایمان بیاوریم؟ برای اینکه در نام او زندگی و حیات جاودانی داشته باشیم. بدون ایمان حیاتی وجود نخواهد داشت. انسان میتواند تنها به واسطه ایمان به مسیح حیات جاودانی دریافت کند (یوحنا ۳: ۱۵، ۱۸، ۳۶ و تفسیر آن مشاهده شود).
تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6...
ما را در سایت تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: شنبه 24 شهريور 1397 ساعت: 12:58