عیسی برای خود دعا میکند (۱۷: ۱-۵)
۱ عیسی چنین دعا کرد: «ای پدر ساعت رسیده است؛ یعنی ساعت مرگ من رسیده است. پسرت را جلال بده تا پسرت نیز تو را جلال دهد». خدا اجازه داد تا عیسی مصلوب شده، سپس از مردگان برخیزد؛ به این ترتیب، او را جلال داد. عیسی خدا را به واسطۀ مرگ خود و به واسطه پیروزی بر شیطان بر روی صلیب جلال داد (یوحنا ۱۲: ۳۱؛ ۱۳: ۳۱ و تفسیر آنها مشاهده شود). هر چه که مسیح را جلال دهد، خدا را نیز جلال میدهد. مسیح دعا کرد تا تنها به خاطر جلال دادن خدا جلال یابد.
در این زمینه عیسی به ما سرمشقی داد. هر چه که دعا میکنیم، باید برای جلال خدا باشد، نه برای جلال خودمان. اگر برای سلامتی دعا میکنیم، باشد که به خاطر جلال خدا باشد. اگر برای ثروت دعا میکنیم، باشد که برای جلال خدا باشد. اگر آنچه که از خدا سوال میکنیم، برای جلال او باشد، وی آن را خواهد داد.
۲ خدا قبلا مسیح را از طریق دادن اقتدار بر تمامی امتها جلال داده بود (متی ۲۸: ۱۸؛ یوحنا ۳: ۳۵؛ ۵: ۲۷ و تفسیر آنها مشاهده شود). این اقتدار داده شده بود تا عیسی به تمام کسانی که خدا به وی داده است، حیات ابدی بخشد (یوحنا ۳: ۱۵؛ ۶: ۳۷-۴۰ و تفسیر آنها مشاهده شود).
۳ حیات ابدی عبارت است از شناختن خدا و شناختن مسیح. ما همگی این تجربه را داشتهایم که با کسی آشنا شدهایم که باعث شادی و الهام ما شده است. این شخص ممکن است زن ما، شوهر ما، والدین، معلم و دوست ما باشد. به خاطر آن شخص، زندگی ما تغییر یافته، غنیتر و شادتر گردیده است.
شناختن خدا نیز چنین است، اما بسیار فراتر از آن. شناختن خدا به معنی یافتن حیات او است. شناخت خدا یعنی ورود به حیات جاودانی. عیسی نگفت که حیات جاودانی شناختن هر نوع خدایی است. وی گفت که حیات جاودانی شناختن تنها خدای حقیقی و پسرش عیسی مسیح میباشد. شخص نمیتواند واقعا خدا را بشناسد بی آنکه عیسی مسیح را شناخته باشد.
۴ عیسی هر کاری را که خدا به او محول کرده بود تا بر روی زمین انجام دهد، بطور کامل به انجام رساند. لیکن کار عمدهای که خدا بر دوش مسیح گذاشته بود، مردن بر روی صلیب بود تا بشر نجات یابد. عیسی با علم به اینکه روز بعد مصلوب خواهد شد، طوری دعا کرد که گویی آن کار را انجام داده بود. آن «کار» یعنی مردن بر روی صلیب بود که بزرگترین جلال را به خدا میداد (آیۀ ۱).
۵ عیسی سپس دعا کرد تا خدا به او جلالی را که قبل از آغاز جهان داشته است، به او بازگرداند. عیسی در اینجا به روشنی بیان میدارد که در ابتدا با خدا بوده است (یوحنا ۱: ۱ و تفسیر آن مشاهده شود). خدا هنگامی که مسیح را چهل روز بعد از قیامش به آسمان برد، به این دعا پاسخ داد (اعمال رسولان ۱: ۹).
عیسی برای شاگردان خود دعا میکند (۱۷: ۶-۱۹)
۶ عیسی چنین دعا کرد: «اسم تو را به آن مردمانی که از جهان به من عطا کردی ظاهر ساختم»، یعنی به شاگردان. عیسی خدا را به شاگردانش شناساند. این شاگردان از آغاز از سوی خدا برگزیده شده بودند (افسسیان ۱: ۴) و به خدا تعلق داشتند. خدا ایشان را به عیسی داده بود (یوحنا ۶: ۳۷ مشاهده شود). خدا آنان را از جهان یعنی از دستان شیطان برگرفت و به دست عیسی سپرد.
۷ شاگردان سرانجام دریافتند که عیسی از سوی خدا آمده است (یوحنا ۱۶: ۳۰) و تمام سخنانی که به ایشان گفته بود و تمام کارهایی که انجام داده بود، کلام و کارهای خدا بودهاند.
۸ عیسی کلام خدا را به شاگردانش منتقل کرد و ایشان نیز آن را پذیرفتند. نتیجتا ایشان اکنون دانستند که عیسی از سوی خدا آمده، و باور کردند که وی توسط خدا فرستاده شده تا مسیحا یعنی منجی جهان باشد.
در این آیه میتوانیم سه مرحله برای مسیحی شدن را مشاهده کنیم. ابتدا شخص باید کلام خدا و مسیح را با ذهنی باز و توبه گر «بپذیرد». ثانیا وی باید «بداند» که عیسی کیست و باید او را به عنوان پسر خدا بپذیرد. و ثالثا وی باید به عیسی «ایمان داشته» از او پیروی کند. ایمان یک مسیحی حقیقی، ایمانی کور نیست. ما با قاطعیت میدانیم که به چه کسی ایمان آوردهایم (دوم تیموتائوس ۱: ۱۲ مشاهده شود).
۹ عیسی فرمود: «من به جهت جهان سوال نمیکنم». وی تنها برای آنان یعنی برای شاگردانش دعا میکرد و نیز برای همه کسانی که به پیام آنان ایمان خواهند آورد (آیۀ ۲۰).
این بدین معنی نیست که عیسی مردم این جهان را دوست نمیداشت. وی فرستاده شده تا نجات دهنده جهان باشد (یوحنا ۳: ۱۶) و اینک شاگردانش میرفتند تا انجیل نجات را بین تمامی مردم منتشر سازند. لیکن عیسی نمیتوانست برای جهان به همان طریقی دعا کند که برای شاگردانش دعا میکرد. «جهان» یعنی مردمان بی ایمان و مخالف خدا. دعای عیسی برای افراد جهان این بود که ایمان آورند (آیۀ ۲۱)، یعنی از جهان برگرفته شوند. خدا میخواهد که همگان نجات یابند (اول تیموتائوس ۲: ۴). لیکن برای کسانی که نجات را به واسطه مسیح نمیپذیرند، امید دیگر و وسیلۀ دیگری برای نجات وجود ندارد. بنابراین عیسی برای کسانی که رحمت و آمرزش خدا و نجات خدا به واسطه پسرش را نمیپذیرفتند، دعا نکرد. چنین افرادی خود را محکوم کردند (یوحنا ۳: ۱۸).
۱۰ عیسی فرمود: «آنچه از آن من است، از آن تو است». جمیع انسانها میتوانند حقیقتا همین را بگویند. هر آنچه که داریم از خدا آمده و نهایتا به او تعلق دارد. اما عیسی بعد فرمود: «آنچه از آن تو است، از آن من است». هیچ انسان عادی نمیتواند این را بگوید! تنها پسر خدا میتواند این سخن را بر زبان براند (یوحنا ۳: ۳۵).
عیسی فرمود که جلال از سوی شاگردانش نزد او آمده است. وی با گفتن این حرف به آینده فکر میکرد. او میدانست که شاگردان چه کارهای بزرگی را در نام او انجام خواهند داد. حتی با وجود اینکه هنوز ضعیف بودند، وی در مورد جلالی که برای او خواهند آورد، صحبت میکرد. عیسی بیشتر از ایمانی که شاگردان به او داشتند، به ایشان ایمان داشت!
۱۱ شاگردان میبایست در جهان میماندند. بنابراین عیسی دعا کرد تا خدا ایشان را محافظت کند، یعنی از شریر مصون دارد. عیسی دعا نکرد که ایشان دچار زحمت نشوند، بلکه فقط از شریر مصون بمانند. این دعای او برای ما نیز میباشد.
... اینها را به اسم خود نگاه دار. اسم عبارت بود از اسمی که خدا به پسر یعنی «عیسی» داده بود: «اسمی که به من دادی». خدا به عیسی تمامی قدرت و اقتدار را داده بود. دعا در نام عیسی همان دعا کردن در نام خدا است.
این دعای عیسی چقدر مهم بود، نه فقط برای آن شاگردان نخستین، بلکه برای تمامی ایمانداران از آن دوره به بعد! این دعا ما را تحت حفاظت خدا قرار داده است.
عیسی دعا کرد تا خدا شاگردان را نگاه دارد تا یکی باشند. عیسی میدانست که بعد از رفتن او شیطان به شاگردان حمله خواهد کرد. روش عمدۀ شیطان برای نابودی ایشان، متفرق کردن آنان و ایجاد اختلاف میان ایشان بود. عیسی خود تعلیم داده بود که اگر خانهای علیه خود تقسیم شود، پا بر جا نخواهد ماند (مرقس ۳: ۲۵). به همین دلیل عیسی به شاگردان «حکمی جدید» داد تا یکدیگر را دوست بدارند (یوحنا ۱۳: ۳۴). تنها بدین طریق میتوانستند بر شیطان فائق آمده، متحد باقی بمانند. وحدت ایشان با خود باید شبیه به وحدت پدر و پسر باشد. وحدت بر پایۀ محبت بین پدر و پسر پی ریزی شده است. هر نوع وحدت حقیقی بین ایمانداران باید بر پایۀ محبت الهی قرار داشته باشد که به واسطه روحالقدس به ما داده شده است (رومیان ۵: ۵).
۱۲ عیسی مادامی که با شاگردان بود، ایشان را از شریر محافظت کرد و با آن اسم یعنی با قدرت و اقتداری که خدا به عیسی داده بود، آنان را مصون نگاه داشت. تنها یهودای اسخریوطی، هلاک گشت تا کتاب تمام شود، یعنی نبوتهای عهد عتیق (یوحنا ۱۳: ۱۸ و تفسیر آن مشاهده شود).
باشد که هرگز نمونۀ وحشتناک یهودا را فراموش نکنیم. وی جزو دوازده شاگرد شمرده شده بود، اما به مسیح تعلق نداشت. به همان ترتیب در هر کلیسا کسانی هستند که جزو اعضاء شمرده میشوند، لیکن به مسیح تعلق ندارند.
۱۳ یوحنا ۵: ۱۱ و تفسیر آن مشاهده شود.
۱۴ عیسی به شاگردانش کلام خدا یعنی کل تعالیم خدا را داد. شاگردان به این جهان تعلق نداشتند، زیرا که خوانده شده بودند تا از جهان خارج شوند. به همین دلیل جهان ایشان را دشمن داشت. همان مطلب در مورد تمام کسانی که از آن به بعد از عیسی پیروی کردهاند، صادق است (یوحنا ۱۵: ۱۸-۱۹ و تفسیر آن مشاهده شود).
۱۵ جای شاگردان عیسی در جهان بود. ایشان میبایست کلیسای مسیح را در جهان مستقر سازند (آیۀ ۱۸ مشاهده شود). آنان میبایست در جهان باشند، اما نه متعلق به جهان. نگرانی عمدۀ عیسی این بود که از شریر یعنی از شیطان، رئیس جهان محفوظ بمانند (متی ۶: ۱۳؛ یوحنا ۱۲: ۳۱؛ اول یوحنا ۵: ۱۹ مشاهده شود).
۱۶ آیه ۱۴ و تفسیر آن مشاهده شود.
۱۷ ایشان را به راستی خود تقدیس نما. «تقدیس کردن» به معنی «جدا کردن» و «مقدس نمودن» است. و این توسط راستی خدا یعنی کلام خدا انجام میشود ... کلام تو راستی است. تمامی ایمانداران به واسطه کلام خدا تقدیس میشوند، یعنی برای هدف مقدسی جدا میگردند. همچنین میتوانیم بگوییم که تمامی ایمانداران به واسطه ایمان به مسیح تقدیس میشوند. مسیح کلمۀ خدا است، پر از فیض و راستی (یوحنا ۱: ۱، ۱۴).
فقط زمانی شایسته خدمت خدا در این جهان میگردیم که تقدیس شده باشیم. لیکن برای تقدیس شدن باید از کلام یعنی راستی خدا اطاعت کنیم. کلام خدا به خودی خود ما را تقدیس نمیکند. باید از آن اطاعت کنیم.
۱۸ درست همانگونه که خدا عیسی را به جهان فرستاد، عیسی نیز ما را به جهان میفرستد. مسیح این فرصت را به ما داده تا شاهدان او باشیم. درست همانگونه که مسیح آمد تا شاهدی برای خدا باشد، ما نیز خوانده شدهایم تا شاهدانی برای مسیح باشیم (اعمال رسولان ۱: ۸).
۱۹ به جهت ایشان (شاگردان) من خود را تقدیس میکنم. عیسی خود را به واسطه مرگش بر روی صلیب تقدیس نمود. وی برای ایشان یعنی شاگردان مُرد. به واسطه مرگ او، شاگردان در نظر خدا مقدس شدند. عیسی گناهان ایشان را بر خود گرفت تا آنان طاهر گردند.
به همان طریق، به واسطه ایمان به عیسی و به واسطه مرگ او برای ما، ما نیز تقدیس میشویم و برای خدمت خدا آماده میگردیم.
عیسی برای تمامی ایمانداران دعا میکند (۱۷: ۲۰-۲۶)
۲۰ در اینجا میبینیم که عیسی تنها برای یازده شاگرد خود دعا نمیکند، بلکه برای تمامی کسانی که به انجیل مسیح ایمان آورده و ایمان خواهند آورد. اکنون در این بخش سوم از دعای پایانی عیسی، وی بطور خاص برای ما دعا میکند.
۲۱ مهمترین دعایی که وی برای ما میکند، چیست؟ اینکه ما یکی باشیم. تمامی ایمانداران باید یکدل باشند. ما باید در محبت یکی باشیم. باید در مسیح و در خدا یکی باشیم، همانطور که خدا و مسیح یکی هستند (یوحنا ۱۰: ۳۰). یکی بودن به معنی اتحاد روحانی است. وحدتی است که به واسطه روحالقدس تامین میشود (افسسیان ۴: ۳-۴ و تفسیر آن مشاهده شود).
سپس عیسی دعا میکند که در او و در خدا باقی بمانیم (یوحنا ۱۵: ۴-۵، ۸ مشاهده شود). تنها هنگامی میتوانیم با یکدیگر متحد شویم که با خدا و مسیح متحد شده باشیم. هنگامی که در خدا و در مسیح میمانیم، میوه به بار میآوریم. مردم خواهند دید که ما کار مسیح را ادامه میدهیم. سپس به خاطر میوهای که در نام مسیح میآوریم، مردم ایمان خواهند آورد که خدا به راستی مسیح را به جهان فرستاد. دو ثمری که مشاهده آن برای جهان آسان است، اتحاد و محبت ما است. اگر پیروان مسیح این ثمرات را نشان دهند، آنگاه جهان یقینا خواهد دانست که مسیح از سوی خدا فرستاده شده است.
۲۲ مسیح به شاگردانش جلال خود را داد، جلالی که از پدرش دریافت کرده بود. جلال او حیات جاودانی و محبت است، جلال تقدیس است. عیسی جلال خود را به ایشان داد تا یکی شوند، درست مانند یکی بودن عیسی و پدر (آیۀ ۱۱ و تفسیر آن مشاهده شود).
۲۳ این آیه مضمون آیه ۲۱ را تکرار میکند. اتحاد ما با یکدیگر ناشی از اتحاد ما با خدا و مسیح است. ما در آنها هستیم و آنها در ما هستند و ایشان در یکدیگرند. ما شاخههای همان تاک میباشیم. هنگامی که جهان اتحاد ما را ببیند، خواهد دانست که خدا، مسیح را فرستاده، و ما را درست همانگونه که مسیح را محبت نمود، محبت مینماید (یوحنا ۱۵: ۹ مشاهده شود). جهان خواهد دانست که اتحاد ما بر پایۀ محبت انسانی نیست، بلکه بر پایه محبت الهی قرار دارد.
فکرش را بکنید! خدا ما را همانقدر دوست میدارد که پسرش عیسی را دوست میداشت. و نیز ما را فرزندان خود ساخته است زیرا که به عیسی ایمان آوردهایم (یوحنا ۱: ۱۲ و تفسیر آن مشاهده شود).
لیکن اجازه دهید که از خود سوالی بکنیم. آیا جهان اتحاد بین مسیحیان را مشاهده میکند؟ آیا جهان محبت را در بین مسیحیان مییابد؟ چقدر شریر در متفرق کردن ما موفق بوده است! باشد که خدا ما را به خاطر اینکه اتحاد کلیسایش را حفظ نکردهایم، ببخشد.
۲۴ عیسی قبلا به شاگردانش فرموده بود که باز خواهد گشت و ایشان را با خود خواهد برد (یوحنا ۱۴: ۳). در اینجا وی همان خواسته را به خدا ابراز میکند. او میخواست که شاگردانش جلال او را ببینند، جلالی که از آغاز داشته است (آیۀ ۵ مشاهده شود).
۲۵ جهان خدا را نمیشناسد، لیکن مسیح او را میشناسد (یوحنا ۸: ۵۵). مسیح از سوی خدا آمد تا او را به انسانها ظاهر سازد (متی ۱۱: ۲۷؛ یوحنا ۱: ۱۸ و تفسیر آنها مشاهده شود). وی خدا را به طور خاص بر نزدیکترین شاگردانش آشکار ساخت. لذا میتوانست به خدا بگوید که: «اینها شناختهاند که تو مرا فرستادی».
۲۶ عیسی فرمود: «اسم تو را به ایشان شناسانیدم و خواهم شناسانید». عیسی کار شناساندن خدا را به شاگردان به واسطه روحالقدس ادامه داد و امروز نیز همین کار را میکند. عیسی خدا را به واسطه روحالقدس به ما میشناساند تا محبت خدا در ما باشد و خودش نیز در ما باشد. به واسطه روحالقدس، خدا و محبت او را میشناسیم (رومیان ۵: ۵) و عیسی در ما زندگی میکند. تمامی اینها کار روحالقدس است. و روحالقدس همچنان این کار را در زندگی هر ایمانداری انجام میدهد.
تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6...
ما را در سایت تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: شنبه 24 شهريور 1397 ساعت: 12:58