تفسیر عهد جدید - کتاب یوحنا فصل 15

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

تاک و شاخهها (۱۵: ۱-۱۷)
۱ من تاک حقیقی هستم و پدرم (خدا) باغبان است. عیسی برای اینکه نشان دهد زندگی مسیحی شبیه به چیست، مثال تاک و شاخههایش را آورد. در عهد عتیق اسرائیل به تاک تشبیه شده بود؛ اما این قوم تبدیل به تاکی بی ثمر و باطل شده بود (مزمور ۸۰: ۸-۱۶؛ اشعیا ۵: ۱-۷؛ ارمیا ۲: ۲۱). تاک حقیقی خدا، خود عیسی است.

۲ مسیحیان شاخههای این درخت تاک هستند (آیۀ ۵). درست همانطور که شاخه بدون دریافت شیرۀ تاک نمیتواند زنده باشد، یک مسیحی نیز بدون روحالقدس نمیتواند زندگی کند. بدون روح مسیح، خیلی زود از لحاظ روحانی میمیریم. اگر ثمری نمیآوریم، یعنی روح مسیح در ما کار نمیکند. چنین شاخهای را خدا بیرون میاندازد. شاخۀ بی ثمر برای خدا بی فایده است (متی ۳: ۱۰ مشاهده شود).
اما خدا شاخهای را که میوه میآورد هرس یا پاک میگرداند تا بیشتر میوه آورد. خدا شاخههای بد، یعنی عادات بد و گناهان ما را به دور میاندازد. هرس شدن یا پاک شدن ممکن است بسیار دردآور باشد. خدا غالبا برای «پاک کردن» مسیحیان، ایشان را در معرض تجربههای دشواری قرار میدهد (یعقوب ۱: ۲-۴ و تفسیر آن مشاهده شود). مخصوصا وی ما را در مسیر تجربههای تحقیر کنندهای هدایت میکند تا تکبر ما از میان برود. درست همانگونه که شاخۀ هرس شده میوۀ بیشتری به بار میآورد، در مورد ما نیز چنین است.
فقط مسیحیانی که از گناه و از تکبر پاک شدهاند، میتوانند برای خدا میوۀ نیکو به بار آورند. میوهای که خدا طالب آن است، بر دو نوع میباشد. اولا وی طالب میوههای روحالقدس است (غلاطیان ۵: ۲۲-۲۳) که همانا خصائل اخلاقی و معنوی در زندگی مسیحی میباشند (متی ۵: ۳-۱۰ مشاهده شود). ثانیا خدا طالب نوع دیگری از «میوه» میباشد، یعنی ایمانداران جدیدی که به واسطه شهادت ما نزد مسیح آمدهاند. مسیحیان جدید نیز «میوۀ» مقبول خدا میباشند.

۳ عیسی به شاگردان اطمینان داد که همگی به استثنای یهودای اسخریوطی، پاک هستند (یوحنا ۱۳: ۱۰ و تفسیر آن مشاهده شود). شاگردان شاخههای زندهای بودند، آماده برای ثمر دادن. درست است که ایشان نیاز داشتند مرتب باز پاک شوند، لیکن قبلا به واسطه ایمان به کلام و تعالیم مسیح پاک شده بودند.

۴ در من بمانید و من در شما. ماندن در مسیح به معنی دوست داشتن او، اطاعت از او، دعا به او و تسبیح او میباشد. به عبارت دیگر ماندن در مسیح به معنی اتصال و ارتباط دائمی روحانی با او میباشد، درست همانگونه که یک شاخه به تاک متصل است. اگر بدین طریق به مسیح متصل باشیم، همچون شاخههایی زنده خواهیم بود. و درست همانگونه که شیرۀ تاک در شاخهها جریان مییابد و به آنها حیات میبخشد، روح مسیح نیز در ما جریان یافته، به ما حیات روحانی میبخشد.
برای به بار آوردن میوه، باید در مسیح بمانیم. اگر در مسیح نمانیم، میوهای به بار نخواهیم آورد؛ در ضمن، خشک شده، خواهیم مُرد (آیۀ ۶).

۵ این آیه مضمون آیه ۴ را تکرار میکند. این تعلیم مربوط به تاک و شاخه هایش، شبیه به تعلیم پولس در مورد بدن و اعضایش میباشد (اول قرنتیان ۱۲: ۲۷). در اینجا به شاخههای تاک مسیح تشبیه شدهایم، در مثال پولس به اعضای بدن مسیح. تعلیمی که در هر دو مثال نهفته است، یکی است. باید متصل به مسیح باشیم، در غیر این صورت خواهیم مُرد.
عیسی فرمود: «... جدا از من هیچ نمیتوانید کرد». جدا از مسیح هیچ کار روحانی نمیتوانیم انجام دهیم. جدا از مسیح هیچ کاری که مقبول خدا باشد، نمیتوانیم به جا آوریم. اما در مسیح میتوانیم کارهای مقبول خدا را انجام دهیم. پولس چنین فرمود: «قوت هر چیز را دارم در مسیح که مرا تقویت میبخشد» (فیلیپیان ۴: ۱۳). لیکن به خاطر داشته باشیم که هر میوهای که به بار میآوریم، میوۀ ما نیست، بلکه میوۀ مسیح است. این تاک است که میوه به بار میآورد، نه شاخه ها؛ شاخهها تنها میوۀ تاک را حمل میکنند.

۶ باشد که هرگز فراموش نکنیم که برای شاخههای جدا شده از تاک چه اتفاقی میافتد. آنها خشک شده، به درون آتش افکنده میشوند. باشد که اجازه ندهیم که چیزی اتصال و اتحاد ما را با مسیح مختل سازد.
تنها یک چیز است که میتواند ما را از مسیح جدا سازد و آن گناه است. گناه شبیه به بیماری است که شاخهها را از بیخ و بن میخورد. اگر هر نوع گناهی که از آن توبه نکردهایم، در زندگی ما باقی بماند، یقینا وحدت خود را با مسیح از دست خواهیم داد.

۷ اگر در مسیح بمانیم، او نیز در ما باقی خواهد ماند. اگر او در ما بماند، کلامش نیز در ما باقی خواهد ماند. ما نمیتوانیم مسیح و تعالیمش را از یکدیگر جدا سازیم. کلام مسیح تنها در کسانی باقی میماند که از آن اطاعت میکنند.
امروزه برای ما، کلام مسیح همانا کتاب مقدس، به خصوص عهد جدید میباشد. کلام کتاب مقدس باید در ما بماند. بدینسان میتوانیم بگوییم که در زندگی مسیحی مان دو چیز عمده ضروری است: اول اینکه مسیح به واسطۀ روحالقدس در ما ساکن شود؛ دوم، کلام مسیح یعنی کلام کتاب مقدس در دل ما باقی بماند.
اگر ما در مسیح بمانیم و وی در ما، میتوانیم هر چه را که بخواهیم از او بطلبیم و او آن را انجام خواهد داد. در یوحنا ۱۴: ۱۳ عیسی میفرماید که هر چه را که در نام او بطلبیم، به جا خواهد آورد. این دو گفته در واقع یکی هستند. هر که در مسیح پایدار بماند، یقینا در نام مسیح دعا خواهد کرد. به علاوه اگر در مسیح پایدار بمانیم و کلام او را در دل نگاه داریم، همواره بر طبق ارادۀ مسیح دعا خواهیم کرد و هر چه که تقاضا کنیم، خدا با خشنودی آن را بجا خواهد آورد. به همین دلیل است که هر که در مسیح میماند، هر چه را که تقاضا کند دریافت خواهد کرد (یوحنا ۱۴: ۱۳ و تفسیر آن مشاهده شود).
در زندگی مسیحی، همواره مشاهده میکنیم که دو چیز با یکدیگر ظاهر میشوند: وعدهها و شرایط. اگر واجد شرایط باشیم، خدا وعدهاش را عملی خواهد ساخت. خدا هرگز وعدهای نداده است که شرط آن را بیان نکرده باشد.
نمونهای از این وعدهها و شرایط مربوط به آنها، از این قرارمی باشد: اگر انسانی ایمان داشته باشد، خدا تقاضایش را برآورده خواهد ساخت (مرقس ۱۱: ۲۴). شرط این است که فرد ایمان داشته باشد. مثال دوم از این قرار است: اگر شخصی دیگران را ببخشد، خدا نیز او را خواهد بخشید (متی ۶: ۱۴). مثال سوم: اگر شخصی به خدا نزدیک شود، خدا نیز به او نزدیک خواهد شد (یعقوب ۴: ۸). و مثال چهارم، در آیه ۷ یافت میشود: «اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، آنچه خواهید بطلبید که برای شما خواهد شد».
بیایید از خود سوال کنیم: آیا همواره آنچه را که از خدا میطلبیم، دریافت میداریم؟ اغلب شاید هم معمولا چنین نیست. چرا؟ زیرا که واجد شرایط نبودهایم.
هنگامی که خدا به تقاضای ما پاسخ نمیدهد، معمولا چه میگوییم؟ میگوییم: «ارادۀ خدا این نبود که به آن پاسخ دهد». اما ممکن است این دلیل واقعی برای برآورده نشدن خواسته مان نباشد. هنگامی که میگوییم این اراده خدا نبوده است، از جهتی خدا را به خاطر به جا نیاوردن آرزویمان ملامت میکنیم. هنگامی که در دعا موفق نیستیم، نباید خدا را ملامت کنیم! برعکس باید خود را ملامت کنیم. تنها یک دلیل برای ناموفق بودن دعاهایمان وجود دارد، و آن این است که به طریق درستی دعا نکردهایم (یعقوب ۴: ۳ مشاهده شود) و واجد شرایط نبودهایم.
ما عادت دیگری نیز داریم که عموما مناسب نیست. بعد از اتمام دعایمان، غالبا به خدا میگوییم: «اگر اراده تو است، خواهش میکنم که به تقاضایم پاسخ بده». هنگامی که این کلمات «اگر ارادۀ تو است» را اضافه میکنیم، قبول کردهایم که بی آنکه واقعا بدانیم ارادۀ خدا چیست، دعا کردهایم. به چنین تقاضاهایی معمولا پاسخ داده نمیشود. این آیه حقیقت مهمی را به ما آموزش میدهد: اگر در مسیح بمانیم، و کلام مسیح نیز در ما بماند، آنگاه خواهیم دانست که ارادۀ خدا چیست و دعاهایمان در آن صورت بر طبق ارادۀ او خواهد بود. و هنگامی که دعای ما مطابق ارادۀ او باشد، در آن صورت به تقاضای ما پاسخ خواهد داد.
چگونه میتوانیم دریابیم که ارادۀ خدا چیست؟ اراده خدا را عمدتا میتوانیم از طریق خواندن کتاب مقدس دریابیم. ضرب المثلی چنین میگوید: هنگامی که دعا میکنم، با خدا صحبت میکنم و هنگامی که کتاب مقدس را میخوانم (که کلام خدا است) وی با من صحبت میکند. دعای واقعی فقط صحبت با خدا نبوده، بلکه همچنین گوش کردن به خدا است. دعا شبیه به یک گفتگو است که در آن هم سخن میگوییم و هم میشنویم. ابتدا با خواندن کلام خدا، از ارادۀ او آگاه میشویم، سپس بر طبق ارادۀ او تقاضاهایمان را عنوان میکنیم.
هنگامی که مسیح در ما است، کلام او نیز در ما خواهد بود. لیکن عکس این اظهار نیز صحت دارد: هنگامی که کلام مسیح در ما است، خود مسیح نیز در ما خواهد بود، زیرا که به یک لحاظ مسیح و کلامش یکی میباشند. مسیح، کلمۀ زندۀ خدا است (یوحنا ۱: ۱-۲، ۱۴ مشاهده شود). بنابراین کلام مسیح نه فقط از کتاب مقدس، بلکه مستقیما از خود مسیح میآید که به شکل روحالقدس در ما زیست میکند. بدینسان از این دو منبع، کلام مسیح یعنی کتاب مقدس و روحالقدس، میتوانیم درک مطمئنی از ارادۀ خدا به دست آوریم.
در این صورت چگونه میتوانیم از کلام مسیح دریابیم که ارادۀ خدا چیست؟ اولا «ارادۀ عمومی» خدا را میتوانیم از طریق پذیرفتن کلام مسیح و کتاب مقدس و مطالعۀ آن فرا گیریم؛ در ضمن، باید اجازه دهیم که کلام او در دل ما «نوشته شود» (عبرانیان ۸: ۱۰). دوم، به واسطه هدایت روحالقدس میتوانیم به «ارادۀ خاص» خدا (یعنی ارادۀ او در شرایط خاص) پی ببریم. در زندگی با موقعیتهای بسیاری مواجه میشویم که کتاب مقدس در مورد آن مطلب خاصی ننوشته است. به عنوان مثال کتاب مقدس بطور خاصی به ما نمیگوید که با چه کسی باید ازدواج کنیم، چه نوع کاری باید انجام دهیم، و در چه رشتهای تحصیل کنیم. برای تعیین اینکه اراده خدا در مورد این مسائل چیست، هدایت روحالقدس ضروری است.
لیکن پیش از آنکه بتوانیم «ارادۀ خاص» خدا را در هر شرایط خاصی دریابیم، امر سومی ضروری است: یعنی باید بخواهیم هر چه را که خواست خدا است، هر چه که باشد، انجام دهیم. اگر نخواهیم از فرمایش خدا اطاعت کنیم، هر چه که باشد، در آن صورت وی نیز ارادۀ خود را بر ما آشکار نخواهد کرد. تمایلات خودخواهانۀ ما مانع از این خواهد شد که بدانیم خواستهاش چیست. یعنی در آن صورت به عوض کشیده شدن به سوی ارادۀ خدا، بسوی ارادۀ خودمان کشیده میشویم. در این صورت، بر اراده خاص خدا برای آن شرایط بخصوص واقف نخواهیم شد.
بنابراین، بطور خلاصه اگر خدا دعای ما را برآورده نمیسازد، بدین خاطر است که نتوانستهایم ارادۀ خدا را در آن موضوع دریابیم. یعنی ارادۀ او وارد دل ما نگردیده، خود را وادار به انجام ارادۀ او ننمودهایم. به عبارت دیگر واجد شرایط لازم برای برآورده شدن تقاضایمان نبودهایم. به خاطر ضعف، نا اطاعتی و گناهانمان، دعای ما برآورده نشده است.
کدام یک از ما مفهوم کامل این آیه را تجربه کرده است؟ عیسی تاک است و ما شاخه ها. و همانطور که تاک و شاخههایش رشد میکنند، به همان ترتیب ما نیز باید در زندگی مسیحی رشد نماییم. زندگی ما در مسیح باید بطور کاملتر و بطور عمیقتر رشد یابد.
در من بمانید (آیۀ ۴). اکنون میتوانیم مفهوم کامل این کلمات را درک کنیم: یعنی روح ما باید همانند روح مسیح باشد و ذهن و ارادۀ ما باید مطابق ذهن و ارادۀ مسیح باشد. ما نباید برای خود بلکه باید برای مسیح زندگی کنیم. ما از آن خود نبوده بلکه از آن مسیح میباشیم! و برای کسانی که بدین طریق در مسیح میمانند، وعدۀ این آیه متحقق خواهد شد: آنچه خواهید بطلبید که برای شما خواهد شد.

۸ چه چیزی خدا را جلال میدهد؟ ثمر ما خدا را جلال میدهد. خدا درست همانگونه که در مسیح جلال یافت (یوحنا ۱۳: ۳۱)، در ما نیز یعنی توسط ثمرۀ ما جلال خواهد یافت (متی ۵: ۱۶؛ یوحنا ۱۵: ۲ مشاهده شود). به واسطه میوۀ ما، مخصوصا محبت ما، مردم خواهند دانست که شاگردان مسیح میباشیم (یوحنا ۱۳: ۳۵).

۹ در محبت من بمانید. در محبت مسیح ماندن همان ماندن در مسیح است (آیه ۴ مشاهده شود). فراموش نکنیم که مسیح چقدر ما را محبت نمود. وی همانقدر ما را محبت کرد که خدا او را محبت نمود. هنگامی که در محبت مسیح میمانیم، در محبت خدا نیز میمانیم.

۱۰ برای ماندن در محبت مسیح، باید او را دوست بداریم. برای دوست داشتن او باید از او اطاعت کنیم (یوحنا ۱۴: ۱۵ و تفسیر آن مشاهده شود). هر چه بیشتر از مسیح اطاعت کنیم، در محبت او خواهیم ماند و او و پدر در ما خواهند بود (یوحنا ۱۴: ۲۱ مشاهده شود).

۱۱ عیسی این چیزها را به شاگردان فرمود تا خوشی او در ایشان باشد؛ یعنی آن شادی را تجربه کنند که خود او همواره تجربه میکرد. این شادی، شادی روحانی و باطنی بود. این شادی نیز همانند سلامتی که عیسی به ایشان قول داده بود (یوحنا ۱۴: ۲۷)، حتی به هنگام تجربه و جفا نیز با ایشان باقی خواهد ماند. چنین شادی ثمرۀ روحالقدس است (غلاطیان ۵: ۲۲). هر کس که روحالقدس را در دل خود ساکن سازد، از این شادی برخوردار خواهد بود.
تمامی مردم جهان بیش از هر چیز طالب شادی و خوشبختی هستند. لیکن جستجوی ایشان عبث و بیهوده است زیرا این شادی را تنها در مسیح میتوان یافت.

۱۲ در اینجا عیسی حکم جدیدی را که در یوحنا ۱۳: ۳۴ به شاگردانش داده بود، تکرار میکند: یکدیگر را محبت نمایید همچنان که شما را محبت نمودم.

۱۳ سپس عیسی به شاگردانش فرمود که بزرگترین محبتی که ایشان میتوانند نسبت به یکدیگر نشان دهند، این است که جان خود را به خاطر یکدیگر بدهند. بدین گونه بود که عیسی ایشان را محبت نمود و آن را با دادن جان خود بر روی صلیب برای ایشان ثابت کرد. محبتی بزرگتر از این وجود ندارد.
عیسی همچنین به ما حکم میکند که یکدیگر را همانگونه که او ما را محبت نمود دوست بداریم. یعنی ما نیز باید آماده باشیم که جان خود را برای یکدیگر، یعنی نه تنها برای مسیح بلکه برای برادرمان نیز بدهیم! این یکی از دلایلی است در مورد این مطلب که چرا شاگردان عیسی باید جان خود را در این جهان دشمن دارند (یوحنا ۱۲: ۲۵ و تفسیر آن مشاهده شود). شخصی که جان خود را دوست دارد، هرگز آن را به خاطر مسیح و دیگران نخواهد داد.
باید به خاطر داشته باشیم که عیسی جان خود را نه تنها برای دوستانش بلکه همچنین به جهت دشمنانش نیز داد (رومیان ۵: ۶، ۸ مشاهده شود). وی به ما حکم میکند که دشمنانمان را دوست داشته باشیم (متی ۵: ۴۴). درست است که وی مستقیما به ما حکم نکرده است که جانمان را برای دشمنانمان بدهیم، لیکن محبت واقعی سوال نمیکند که «دوست کیست و دشمن کیست؟» محبت همواره ایثار میکند بدون حسابگری. عیسی همه چیز را برای تمامی انسانها داد. شاگردانش باید خوشحال باشند که چنین کنند.

۱۴ عیسی شاگردانش را دوست نامید و امروز نیز وی ما را دوست میخواند. لیکن برای «دوست» مسیح بودن شخص باید از احکام او اطاعت کند.

۱۵ عیسی شاگردانش را دوست نامید زیرا هر آنچه که خود از پدرش فرا گرفته بود، در اختیار آنان گذاشت. وی حتی چیزهای بیشتری داشت که به ایشان بگوید، لیکن طاقت تحمل آن را نداشتند (یوحنا ۱۶: ۱۲). لیکن بعدا از طریق روحالقدس به ایشان میگفت (یوحنا ۱۶: ۱۳).
شاگردان دیگر بنده نبودند. بنده فقط از اربابش دستور دریافت میکند و آقا مجبور نیست برای دستوری که میدهد، توضیح دهد. لیکن عیسی ما را دوست میخواند و ما را محرم اسرار خود میسازد. وی از طریق روحالقدس هر چه را که لازم است بدانیم بر ما مکشوف میسازد.

۱۶ این انسانها نیستند که پیروی از عیسی را برمی گزینند، بلکه این عیسی است که انسانها را به جهت پیروی از خود انتخاب میکند. ابتدا عیسی دعوت میکند سپس مردم آزادند که وی را پیروی کنند یا نکنند. لیکن هیچ انسانی نمیتواند مسیح را پیروی کند، مگر آنکه از اول فرا خوانده شده باشد (یوحنا ۵: ۳۷، ۴۴ و تفسیر آن مشاهده شود).
عیسی نه تنها شاگردانش را برگزید، بلکه همچنین ایشان را مقرر کرد تا رفته شهادت دهند. و کار ایشان میوه دادن بود. عیسی به ایشان فرمود: «شما را برگزیدم تا بروید و میوه آورید». شاگردان عیسی همچون شاخههای تاک بودند؛ کار شاخه میوه آوردن است. معنی «میوه آوردن» در این آیه در وهلۀ اول به معنی هدایت دیگران بسوی ایمان به مسیح میباشد (آیۀ ۲ و تفسیر آن مشاهده شود).
هر مسیحی مقرر شده است که رفته، میوه آورد. ممکن است که برای رفتن به دور دستها خوانده نشده باشیم، لیکن برای رفتن خوانده شدهایم، لااقل بسوی خانوادۀ خود و همسایه هایمان. باشد که هیچ مسیحی فکر نکند که نباید برود و میوه آورد. درست همانگونه که هر مسیحی یک شاگرد است، یک مبشر نیز میباشد.
کاری که خدا بر عهدۀ هر مسیحی میگذارد، کاری پر دوام است. اگر واقعا کار خدا را انجام دهیم، آن کار دوام خواهد یافت. اگر میوۀ خدا را به بار آوریم، آن میوه دوام خواهد یافت. باشد که هر یک از ما مطمئن باشد که کار خدا را انجام میدهد میوۀ خدا را به بار میآورد، نه کار و میوۀ خود را. اگر واقعا کار خدا را بر طبق ارادهاش انجام دهیم، خدا هر آنچه را که در نام عیسی بطلبیم، به ما خواهد داد. اگر هر چه را که خدا میگوید انجام دهیم، خدا نیز هر آنچه را که ما بگوییم انجام خواهد داد! (یوحنا ۱۴: ۱۳؛ ۱۵: ۷ و تفسیر آنها مشاهده شود).
چند بار برای فیض و قدرت میوه آوردن دعا کردهایم بی آنکه نتیجهای بگیریم و تقاضای ما بی پاسخ ماند؟ لذا از خود سوال میکنیم: «چرا پاسخی نمیآید»؟ علت آن این است: ما حکمی را که عیسی در این آیه داده است، معکوس کردهایم. یعنی ابتدا فیض و قدرت طلبیدهایم تا برویم و به راحتی میوه آوریم. لیکن عیسی میگوید: «... بروید و میوه آورید. آنگاه خدا تقاضای شما را برای فیض و قدرت برآورده خواهد ساخت». خدا فقط زمانی فیض و قدرت لازم برای میوه آوردن را به ما خواهد داد که میل ما را برای اطاعت مشاهده کند.
در اینجا میتوانیم حقیقت مهمی را مشاهده کنیم: تنها به یک طریق است که میتوانیم خدا را جلال داده، در آن جلال سهیم گردیم، و آن طریق اطاعت است. تنها در اثر اطاعت است که میتوانیم روحالقدس را دریافت کنیم (یوحنا ۱۴: ۱۵-۱۶). تنها در این صورت است که عیسی در زندگی ما ظاهر خواهد شد (یوحنا ۱۴: ۲۱). تنها هنگامی که از او اطاعت میکنیم خدا در ما زندگی خواهد کرد (یوحنا ۱۴: ۲۳). تنها به واسطه اطاعت است که میتوانیم در محبت مسیح بمانیم (یوحنا ۱۵: ۱۰). و تنها بدین طریق است که میتوانیم دوستی مسیح را به دست آوریم (یوحنا ۱۵: ۱۴). و تنها در اثر اطاعت است که پاسخ دعاهایمان را به دست خواهیم آورد. تمامی این برکات عظیم هنگامی به ما روی میآورند که از عیسی اطاعت کنیم.
نکتۀ دیگری نیز هست که در ارتباط با این آیه باید قید شود. در اینجا سه کلمه به چشم میخورد: در نام من. در تفسیر آن در یوحنا ۱۴: ۱۳، گفته شد که اصطلاح «در نام مسیح» به معنی «به جای مسیح» است. هنگامی که دعا میکنیم، باید به جای مسیح دعا نماییم.
مثال ذیل این حقیقت را به روشنی به ما نشان میدهد. عیسی شبیه به بازرگانی است که به سفری دور و دراز رفته است. بازرگان پیش از عزیمت کارهای خود را به دست خادمین خود میسپارد و به ایشان طی غیبتش اقتدار کامل برای ادارۀ اموراتش میدهد. تاجر حتی به خادمی اختیار و اقتدار استفاده از نامش را نیز میدهد.
در چنین موقعیتی، خادم هیچ کاری را بر طبق اقتدار و اختیار شخصیاش و به نام خودش انجام نمیدهد. اگر وی سعی کند که پول اربابش را به نام خود از بانک خارج کند. اربابش یقینا او را مورد بازخواست قرار خواهد داد. چرا ارباب به خادمش اعتماد کرده است؟ زیرا که خادم مطیع و قابل اعتماد بود. و چون خادم مطیع و قابل اعتماد بود، تاجر توانست اقتدار کامل را بر امورش به وی بدهد، حتی حق استفاده از نامش را نیز به او داده است.
به همان طریق هنگامی که عیسی این زمین را ترک کرد و به آسمان رفت، کار و «امورش» را به دست ما سپرد. و به ما اقتدار کامل برای استفاده از نامش را داد تا بتوانیم از «حساب بانکی» او تمام مواهب و برکات آسمان را بیرون بکشیم. خادمین مسیح! بیاموزیم که نام او را به گونهای مناسب به کار ببریم! بگذارید که نام او زندگی ما را اداره کند. بر روی کاری که او به شما داده است، متمرکز شوید. عیسی به ما میگوید: «شما را مقرر کردهام که بروید و میوه آورید و تا اقصای زمین شاهدان من باشید (اعمال رسولان ۱: ۸). شما را مقرر کردهام که نهرهای آب زنده باشید (یوحنا ۷: ۳۸) و بر روی جهان تباه شده و رنجدیده، تمامی ثروتها و برکات آسمان را جاری سازید».
با این انتصاب و ماموریت چه کرده ایم؟ در حال حاضر با آن چه میکنیم؟ از این لحظه به بعد دیگر برکاتی مانند شادی، سلامتی و رفاه را برای خود نطلبیم. بلکه اجازه دهیم که تنها یک اندیشه در ذهنمان حاضر باشد: «من از آن خود نبوده، بلکه از آن اویم. من خادم او هستم. زندگیام تنها یک مفهوم و یک هدف دارد و آن این است که ارادۀ او را بجا آورم». و هنگامی که انجام ارادۀ او را تنها آرزوی زندگی مان قرار میدهیم، آنگاه او نزد ما آمده، ما را بالا میکشد و میگوید: «دیگر شما را بنده نمیخوانم... لیکن شما را دوست خوانده ام» (آیۀ ۱۵).
خادمین مسیح! ماموریت خود را بر دوش گرفته، در اطاعت بروید و برای جلال او میوه آورید.

۱۷ یوحنا ۱۳: ۴۳ و تفسیر آن مشاهده شود.

جهان، شاگردان را دشمن میدارد (۱۵: ۱۸-۲۷)
۱۸ اگر جهان شما را دشمن دارد، بدانید که پیشتر از شما مرا دشمن داشته است. منظور عیسی از این قرار است: «جهان به راستی شما را دشمن خواهد داشت زیرا که ابتدا مرا دشمن داشته است». شاگردان نباید از این امر تعجب کنند. اگر جهان عیسی را دشمن داشت، یقینا پیروان او را نیز دشمن خواهد داشت (متی ۱۰: ۲۴-۲۵ مشاهده شود).
توجه داشته باشید که شاگردان عیسی از روی محبتشان شناخته میشوند؛ مردم جهان نیز توسط دشمنی شان شناخته میشوند.

۱۹ جهان پیروان عیسی را دشمن میدارد زیرا که ایشان از آن جهان نیستند. ایشان خوانده شدهاند که از جهان بیرون آمده، وارد ملکوت مسیح گردند. حتی در این جهان، مسیحیان قلمرو ظلمت را ترک کرده، تبدیل به شهروندان ملکوت خدا شدهاند. به همین دلیل شیطان یعنی رئیس این جهان (یوحنا ۱۴: ۳۰) اینقدر خشمگین است. مسیحیان قلمرو او را ترک کردهاند، از اینرو او از ایشان متنفر است. و تمام کسانی که تحت سلطۀ شیطان میباشند، یعنی کسانی که متعلق به جهان هستند، از مسیحیان متنفرند. و همواره بین مسیحیان و جهان (قلمرو شیطان) دشمنی وجود خواهد داشت. درست همانگونه که میان نیک و بد، راستی و دروغ، نور و ظلمت مصالحهای نمیتواند وجود داشته باشد، میان مسیحیان و جهان نیز آشتی وجود نخواهد داشت.

۲۰ با یک خادم معمولا همان رفتاری را میکنند که با اربابشان میکنند. کسانی که بر عیسی جفا کردند بر شاگردانش نیز جفا خواهند کرد زیرا که شاگردان همان کارهایی را خواهند کرد که عیسی کرد. ایشان نوری در تاریکی خواهند بود. مردم جهان از نور متنفرند زیرا که اعمال بد ایشان آشکار میشود (یوحنا ۳: ۱۹-۲۰ و تفسیر آن مشاهده شود). به همین دلیل است که جهان مسیح را شکنجه کرد و به همین دلیل نیز شاگردان مسیح را شکنجه خواهند کرد.
به همان طریق کسانی که از تعالیم عیسی اطاعت کردند، از تعالیم شاگردان نیز اطاعت خواهند کرد. لیکن کسانی که از شاگردان اطاعت میکنند، نسبت به کسانی که آنها را مور جفا قرار خواهند داد، کمترند. در هر عصر با شاگردان عیسی چنین رفتار شده است (متی ۱۰: ۲۴-۲۵؛ یوحنا ۱۳: ۱۶ و تفسیر آنها مشاهده شود).
تمامی مسیحیان ایماندار متحمل جفا خواهند شد (دوم تیموتائوس ۳: ۱۲). عیسی ما را همچون گوسفندانی به میان گرگها میفرستد (متی ۱۰: ۱۶). لیکن باید به خاطر بسپاریم که کسانی که در زحمات مسیح شریک میشوند، در جلال او نیز سهیم خواهند شد (متی ۵: ۱۰-۱۲؛ رومیان ۸: ۱۷؛ اول پطرس ۴: ۱۳-۱۴).

۲۱ عیسی به شاگردانش فرمود: «به جهت اسم من جمیع این کارها را به شما خواهند کرد»، یعنی به خاطر من. جهان با شاگردان عیسی بدرفتاری میکند زیرا که خدا را نمیشناسند. و از این جهت خدا را نمیشناسد که عیسی را که تجلی خدا است نمیپذیرد.

۲۲ اگر عیسی به روی زمین نمیآمد، یهودیان مرتکب این گناه نمیشدند که پسر خدا را رد کنند. منظور عیسی این نبود که اگر نمیآمد، یهودیان کاملا بی گناه میبودند. حتی بهترین یهودیان نیز همانند دیگر انسانها گناهکار بودند (رومیان ۳: ۹-۱۰). منظور او این بود که فقط متهم به گناه رد کردن مظهر راستین خدا نمیشدند. یهودیان با رد کردن مسیح، خود را رد کردند و این بزرگترین گناه ایشان بود. اگر مسیح نمیآمد، ایشان مرتکب چنین گناهی نمیشدند. آمدن مسیح به جهان منتهی به محکوم شدن تمامی کسانی شد که او را رد کردند (یوحنا ۳: ۱۸ و تفسیر آن مشاهده شود).

۲۳ هر که مرا دشمن دارد، پدر مرا نیز دشمن دارد. پیروان دیگر مذاهب میگویند: «من به خدا ایمان دارم ولی نه به مسیح». لیکن امکان ندارد که بدون ایمان به مسیح، به خدای حقیقی بطور کامل اعتقاد داشت. کسی که مسیح را رد میکند، خدا را نیز رد میکند (یوحنا ۱۲: ۴۴-۴۵ و تفسیر آن مشاهده شود). و رد کردن مسیح به معنی «دشمن داشتن» او است. بنابراین کسی که مسیح را رد میکند، هم مسیح و هم خدا را دشمن داشته است.
برخی از مردم میگویند: «مسیح را میپذیرم لیکن خداوندی و حاکمیت او را بر زندگیام نمیپذیرم». این امر نیز غیر ممکن است. کسانی که خداوندی مسیح را نمیپذیرند، حقیقتا مسیح را نپذیرفتهاند. انسانها باید مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهندۀ خود، یعنی به عنوان پسر خدا بپذیرند، در غیر این صورت عملا او را رد کردهاند.

۲۴ این آیه، مضمون آیه ۲۲ را گسترش میدهد. یهودیان نه تنها تعالیم مسیح را رد کردند، بلکه همچنین کارهای او یعنی معجزاتش را نیز نفی کردند. امتناع از ایمان آوردن به مسیح به اندازۀ کافی بد بود، لیکن امتناع از ایمان به معجزاتش بدتر بود. زیرا که نشانۀ سختی بیشتر دل یهودیان بود. با وجود کارهای عظیم خدا که توسط عیسی انجام شد، یهودیان همچنان او را دشمن داشتند. و چون او را دشمن داشتند، خدا را نیز دشمن میداشتند (آیۀ ۲۳).
معجزات عیسی گواه بر این بود که وی از سوی خدا فرستاده شده است (یوحنا ۵: ۳۶؛ ۱۰: ۲۵). هنگامی که یهودیان معجزات مسیح را رد کردند، در واقع خود خدا را رد کردند، زیرا که معجزات به واسطه قدرت خدا انجام شده بود. بنابراین یهودیان عذری نداشتند. خدا از روی رحمت خود، به ایشان آیات و معجزاتی نشان داده بود. ایشان معجزات را و مسیح را دیده بودند؛ و با دیدن مسیح، پدر را میدیدند (یوحنا ۱۲: ۴۵). لیکن ایشان، هم مسیح و هم پدر را رد کردند. جرم آنان به راستی عظیم بود (متی ۱۱: ۲۰-۲۴ و تفسیر آن مشاهده شود).

۲۵ در شریعت یعنی در عهد عتیق پیشگویی شده بود که یهودیان مسیح را رد خواهند کرد. در اینجا عیسی از مزامیر ۳۵: ۱۹ و ۶۹: ۴ نقل قول میآورد.

۲۶ سپس عیسی بار دیگر به تسلی دهنده یا روحالقدس اشاره میکند (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷، ۲۶ و تفسیر آن مشاهده شود). او قبلا گفته بود که خدا روح را خواهد فرستاد. این بار فرمود که خود او روح را خواهد فرستاد. این دو گفته هر دو به یک معنی است زیرا که عیسی و خدا همواره با یکدیگر عمل میکنند.
روحالقدس بر عیسی شهادت میدهد. هنگامی که مردم انجیل مسیح را شنیده، به آن ایمان میآورند، به این خاطر است که روحالقدس در دل ایشان به عیسی شهادت داده است. شهادت انسان به تنهایی هرگز کافی نیست. برای اینکه کسی به مسیح ایمان آورد، شهادت روحالقدس اساسی است. این مسیحیان نیستند که دیگران را «به کیش مسیح» میآورند، بلکه تنها روحالقدس است که این کار را میکند.

۲۷ با اینحال شهادت شاگردان نیز مهم بود. ایشان از آغاز با عیسی بودند؛ ایشان شاهدان عینی او بودند.
به همان طریق شهادت مسیحیان نیز امروزه ضروری است. روحالقدس آوازی قابل شنیدن ندارد. ما صدای روحالقدس میباشیم. ما باید به دیگران بر مسیح شهادت دهیم؛ در غیر این صورت ایشان هرگز او را نخواهند شناخت (رومیان ۱۰: ۱۴ مشاهده شود). وقتی شهادت ما به گوش ایشان رسید، آنگاه روحالقدس آن را به دل آنان میرساند.

تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6...

ما را در سایت تفسیر عهد جدید - کتاب غلاطیان فصل 6 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: شنبه 24 شهريور 1397 ساعت: 12:58

صفحه بندی